| زمان گذشته | entrenched |
| شکل سوم شخص مفرد | entrenches |
| قسمت سوم فعل | entrenched |
| صفت یا فعل حال استمراری | entrenching |
| جمع | entrenches |
deeply entrench
به شدت ریشه دواندن
entrench in tradition
در سنت ریشه دواندن
ageism is entrenched in our society.
تبعیض سنی در جامعه ما ریشه دوانده است.
the inertia of an entrenched bureaucracy.
بیمیلی ذاتی یک بوروکراسی ریشهدار
entrenched by long tradition
ریشه دار شده توسط سنت طولانی
ageism is pervasive and entrenched in our society.
تبعیض سنی فراگیر و ریشه دار در جامعه ما است.
The troops were entrenched near the mountains.
نیروها در نزدیکی کوهها مستقر بودند.
He entrenched himself behind his newspaper.
او خود را پشت روزنامه اش پنهان کرد.
arguments that only entrench you more firmly in error.
استدلاتی که فقط شما را قویتر در اشتباه فرو میبرد.
by 1947 de Gaulle's political opponents were firmly entrenched in power.
تا سال 1947، مخالفان سیاسی دوگل به طور محکم در قدرت مستقر بودند.
Television seems to be firmly entrenched as the number one medium for national advertising.
به نظر میرسد که تلویزیون به طور محکم به عنوان شماره یک رسانه برای تبلیغات ملی مستقر شده است.
But if the managers" stockholding ratio is more than or equal to 32.88%, the increasement of the managers" stockholding may raise the agent costs and entrench upon external stockholders.
اما اگر نسبت سهامداری مدیران بیش از یا مساوی 32.88٪ باشد، افزایش سهامداری مدیران ممکن است هزینههای نمایندگی را افزایش داده و بر سهامداران خارجی تأثیر بگذارد.
If the enemy dares to attack us in these entrenched positions,we will make short work of them.
اگر دشمن جرات کند به ما در این مواضع مستقر حمله کند، ما به سرعت از آنها خلاص خواهیم شد.
"Following the U.S. Supreme Court decision in Brown v.Board of Education of Topeka (1954), African American and white supporters attempted to end entrenched segregationist practices."
"پس از تصمیم دیوان عالی ایالات متحده در پرونده براون در برابر هیئت آموزش توکیپکا (1954)، حامیان آفریقایی آمریکایی و سفیدپوست تلاش کردند تا شیوههای جدایسازی ریشهدار را پایان دهند."
deeply entrench
به شدت ریشه دواندن
entrench in tradition
در سنت ریشه دواندن
ageism is entrenched in our society.
تبعیض سنی در جامعه ما ریشه دوانده است.
the inertia of an entrenched bureaucracy.
بیمیلی ذاتی یک بوروکراسی ریشهدار
entrenched by long tradition
ریشه دار شده توسط سنت طولانی
ageism is pervasive and entrenched in our society.
تبعیض سنی فراگیر و ریشه دار در جامعه ما است.
The troops were entrenched near the mountains.
نیروها در نزدیکی کوهها مستقر بودند.
He entrenched himself behind his newspaper.
او خود را پشت روزنامه اش پنهان کرد.
arguments that only entrench you more firmly in error.
استدلاتی که فقط شما را قویتر در اشتباه فرو میبرد.
by 1947 de Gaulle's political opponents were firmly entrenched in power.
تا سال 1947، مخالفان سیاسی دوگل به طور محکم در قدرت مستقر بودند.
Television seems to be firmly entrenched as the number one medium for national advertising.
به نظر میرسد که تلویزیون به طور محکم به عنوان شماره یک رسانه برای تبلیغات ملی مستقر شده است.
But if the managers" stockholding ratio is more than or equal to 32.88%, the increasement of the managers" stockholding may raise the agent costs and entrench upon external stockholders.
اما اگر نسبت سهامداری مدیران بیش از یا مساوی 32.88٪ باشد، افزایش سهامداری مدیران ممکن است هزینههای نمایندگی را افزایش داده و بر سهامداران خارجی تأثیر بگذارد.
If the enemy dares to attack us in these entrenched positions,we will make short work of them.
اگر دشمن جرات کند به ما در این مواضع مستقر حمله کند، ما به سرعت از آنها خلاص خواهیم شد.
"Following the U.S. Supreme Court decision in Brown v.Board of Education of Topeka (1954), African American and white supporters attempted to end entrenched segregationist practices."
"پس از تصمیم دیوان عالی ایالات متحده در پرونده براون در برابر هیئت آموزش توکیپکا (1954)، حامیان آفریقایی آمریکایی و سفیدپوست تلاش کردند تا شیوههای جدایسازی ریشهدار را پایان دهند."
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید