escapar

[ایالات متحده]/ɪˈskeɪp/
[بریتانیا]/ɪˈskeɪp/

ترجمه

v. رها شدن از محدودیت، کنترل یا خطر؛ فرار کردن؛ اجتناب یا دور زدن از چیزی مانند مسئولیت یا مجازات

عبارات و ترکیب‌ها

escapar de

فرار کردن از

no escapar

فرار نکردن

esquivar y escapar

اجتناب و فرار

no puede escapar

نمی تواند فرار کند

escapar corriendo

با دویدن فرار کردن

tratando de escapar

سعی در فرار کردن

جملات نمونه

the prisoner managed to escape from the high-security prison last night.

زندانی موفق شد دیشب از زندان با امنیت بالا فرار کند.

i couldn't escape from the boring meeting no matter how hard i tried.

من نمی‌توانستم از جلسه خسته‌کننده فرار کنم، مهم نیست چقدر تلاش کردم.

the thief escaped capture by jumping out the window just as police arrived.

سارق با پریدن از پنجره درست زمانی که پلیس رسید، از دستگیری فرار کرد.

she escaped injury by a miracle during the serious car accident.

او به طور معجزه‌آسا در طول تصادف جدی خودرو از آسیب‌دیدگی جان سالم به در برد.

many people try to escape the stress of city life by spending weekends in nature.

بسیاری از مردم سعی می‌کنند با گذراندن آخر هفته‌ها در طبیعت، از استرس زندگی در شهر فرار کنند.

the criminal escaped justice for ten years before finally being arrested abroad.

متخلف به مدت ده سال از عدالت فرار کرد تا اینکه سرانجام در خارج از کشور دستگیر شد.

he tried to escape the difficult questions by suddenly claiming he had an important call.

او سعی کرد با ادعای ناگهانی مبنی بر داشتن تماس مهم، از سؤالات دشوار فرار کند.

the child accidentally left the cage open and the pet bird escaped.

کودک به طور تصادفی قفس را باز گذاشت و پرنده خانگی فرار کرد.

smoke escaped through the old windows of the abandoned building.

دود از پنجره‌های قدیمی ساختمان متروکه خارج شد.

no one could escape the powerful influence of that legendary musician.

هیچ‌کس نمی‌توانست از تأثیر قدرتمند آن نوازنده افسانه‌ای فرار کند.

the athlete narrowly escaped disqualification after the controversial decision was reviewed.

ورزشکار به سختی از حذف شدن پس از بررسی تصمیم جنجالی، جان سالم به در برد.

teenagers sometimes try to escape household chores by pretending to be very sick.

نوجوانان گاهی اوقات سعی می‌کنند با وانمود کردن به بیماری شدید، از کارهای خانه فرار کنند.

firefighters helped the family escape the burning house just before it collapsed.

آتش‌نشانان به خانواده کمک کردند تا درست قبل از فروپاشی، از خانه در حال سوختن فرار کنند.

the company attempted to escape paying proper wages by misclassifying employees as contractors.

شرکت سعی کرد با دسته‌بندی نادرست کارمندان به عنوان پیمانکار، از پرداخت دستمزد مناسب فرار کند.

she couldn't escape the suspicion that her neighbor was hiding something dangerous.

او نمی‌توانست از این شک فرار کند که همسایه اش چیزی خطرناک را پنهان می‌کند.

deadly gas escaped from the industrial pipeline and emergency workers evacuated the area.

گاز کشنده از خط لوله صنعتی نشت کرد و کارگران اورژانس منطقه را تخلیه کردند.

movie stars often escape the paparazzi by using secret exits and disguise.

ستارگان سینما اغلب با استفاده از خروجهای مخفی و تغییر قیافه از تعقیب پاپاراتی فرار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید