escapology

[ایالات متحده]/ɪˌskeɪˈpɒlədʒi/
[بریتانیا]/ɪˌskeɪˈpɑːləʤi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر یا عمل فرار از confinement
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

escape through escapology

فرار از طریق مهارت‌های گریز

master of escapology

استاد گریز

escapology performance

اجرای گریز

learn escapology skills

یادگیری مهارت‌های گریز

escapology techniques

تکنیک‌های گریز

escapology expert

متخصص گریز

escapology tricks

ترفندهای گریز

escapology show

نمایش گریز

practice escapology

تمرین گریز

escapology challenge

چالش گریز

جملات نمونه

he is studying escapology as a hobby.

او به عنوان یک سرگرمی در حال یادگیری فرار است.

escapology requires a lot of practice and skill.

فرار نیاز به تمرین و مهارت زیادی دارد.

she performed an impressive escapology act at the circus.

او یک نمایش فرار چشمگیر در سیرک اجرا کرد.

learning escapology can be both fun and challenging.

یادگیری فرار می تواند هم سرگرم کننده و هم چالش برانگیز باشد.

he read several books on escapology techniques.

او چندین کتاب در مورد تکنیک های فرار خواند.

escapology can be a thrilling performance art.

فرار می تواند یک هنر نمایشی هیجان انگیز باشد.

many magicians incorporate escapology into their shows.

بسیاری از شعبده بازها فرار را در نمایش های خود گنجانده اند.

he dreams of becoming a master of escapology.

او رویای تبدیل شدن به یک استاد فرار را دارد.

escapology has a rich history in entertainment.

فرار تاریخچه غنی ای در سرگرمی دارد.

she was fascinated by the art of escapology.

او مجذوب هنر فرار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید