excogitate

[ایالات متحده]/ɪkˈkɒdʒɪteɪt/
[بریتانیا]/ɪkˈkɑːdʒɪteɪt/

ترجمه

vt. فکر کردن، اختراع کردن، یا ابداع کردن؛ به دقت و با تأمل عمیق در نظر گرفتن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردexcogitates
صفت یا فعل حال استمراریexcogitating
زمان گذشتهexcogitated
قسمت سوم فعلexcogitated

عبارات و ترکیب‌ها

excogitate ideas

ایده پردازی

excogitate solutions

حل مسئله

excogitate plans

برنامه‌ریزی

excogitate strategies

استراتژی پردازی

excogitate concepts

ایده‌پردازی مفاهیم

excogitate problems

شناسایی مشکلات

excogitate methods

روش‌پردازی

excogitate theories

تئوری‌پردازی

excogitate options

گزینه‌پردازی

excogitate questions

پرسش‌پردازی

جملات نمونه

she needed to excogitate a plan for the project.

او برای پروژه به تدوین یک طرح نیاز داشت.

they excogitate solutions to complex problems.

آنها راه‌حل‌هایی برای مشکلات پیچیده طراحی می‌کنند.

he often excogitates new ideas for his business.

او اغلب ایده‌های جدیدی برای کسب و کار خود طراحی می‌کند.

we should excogitate the best approach to this issue.

ما باید بهترین رویکرد برای این موضوع را طراحی کنیم.

excogitate a strategy before the meeting.

قبل از جلسه یک استراتژی طراحی کنید.

she likes to excogitate during her quiet time.

او دوست دارد در اوقات فراغت خود طراحی کند.

to excogitate effectively, one needs a quiet environment.

برای طراحی موثر، یک فرد به یک محیط آرام نیاز دارد.

he was able to excogitate a solution after much reflection.

او پس از تفکر زیاد توانست راه‌حلی طراحی کند.

they excogitate ways to improve their workflow.

آنها راه‌های بهبود گردش کار خود را طراحی می‌کنند.

excogitate your goals before setting out on your journey.

قبل از شروع سفر خود اهداف خود را طراحی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید