excusive

[ایالات متحده]/ɪkˈskluːsɪv/
[بریتانیا]/ɪkˈskluːsɪv/

ترجمه

adj. حذف‌کننده؛ با تمایل به حذف دیگران

جملات نمونه

she bought an excusive designer bag from a small boutique.

او یک کیف دستی طراحانه انحصاری از یک بوتیک کوچک خرید.

the magazine ran an excusive interview with the actor.

مجله یک مصاحبه انحصاری با بازیگر انجام داد.

they announced an excusive partnership with a local charity.

آنها یک مشارکت انحصاری با یک سازمان خیریه محلی اعلام کردند.

the app offers excusive access to new features for subscribers.

این برنامه دسترسی انحصاری به ویژگی‌های جدید را برای مشترکین ارائه می‌دهد.

our hotel provides excusive amenities for vip guests.

هتل ما امکانات انحصاری برای مهمانان ویژه فراهم می‌کند.

the brand launched an excusive collection for the holiday season.

این برند یک مجموعه انحصاری برای فصل تعطیلات راه اندازی کرد.

he signed an excusive contract with the record label.

او با شرکت ضبط یک قرارداد انحصاری امضا کرد.

the club has an excusive membership policy.

باشگاه دارای یک سیاست عضویت انحصاری است.

the broadcaster secured excusive rights to air the match.

شبکه پخش حق انحصاری پخش مسابقه را به دست آورد.

they hosted an excusive event for long time clients.

آنها یک رویداد انحصاری برای مشتریان طولانی مدت برگزار کردند.

the store sells excusive products that you cannot find elsewhere.

فروشگاه محصولاتی انحصاری می‌فروشد که نمی‌توانید آنها را در جای دیگری پیدا کنید.

she received an excusive invitation to the premiere.

او یک دعوتنامه انحصاری برای افتتاحی دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید