exuberate

[ایالات متحده]/ɪɡˈzjuːbəreɪt/
[بریتانیا]/ɪɡˈzuːbəreɪt/

ترجمه

vi. به طور زنده و شاداب ظاهر شدن؛ پر از انرژی بودن؛ سرریز شدن یا فراوان بودن
v. پر کردن یا اشباع کردن
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردexuberates
صفت یا فعل حال استمراریexuberating
زمان گذشتهexuberated
قسمت سوم فعلexuberated

عبارات و ترکیب‌ها

exuberate joy

اشراق شادی

exuberate energy

اشراق انرژی

exuberate enthusiasm

اشراق اشتیاق

exuberate confidence

اشراق اعتماد به نفس

exuberate life

اشراق زندگی

exuberate spirit

اشراق روح

exuberate creativity

اشراق خلاقیت

exuberate hope

اشراق امید

exuberate passion

اشراق اشتیاق

exuberate laughter

اشراق خنده

جملات نمونه

children exuberate joy during playtime.

کودکان در زمان بازی از شادی سرشارند.

the garden exuberates with colorful flowers.

باغ پر از گل‌های رنگارنگ است.

she exuberates confidence in her presentation.

او در ارائه خود اعتماد به نفس را نشان می‌دهد.

his laughter exuberates happiness.

خنده‌های او سرشار از شادی است.

they exuberate enthusiasm for the project.

آنها اشتیاق زیادی برای پروژه نشان می‌دهند.

the festival exuberates a sense of community.

جشنواره حس اجتماع را القا می‌کند.

her artwork exuberates creativity and passion.

هنر او خلاقیت و اشتیاق را القا می‌کند.

the children exuberate energy during the event.

کودکان در طول رویداد پر از انرژی هستند.

the team exuberates teamwork and collaboration.

تیم کار گروهی و همکاری را نشان می‌دهد.

his speech exuberates hope for the future.

سخنرانی او امید به آینده را القا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید