fac

[ایالات متحده]/fæk/
[بریتانیا]/fæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به‌زودی (زبان لغزشی شبکه)
abbr. کنترل هوا نیروی پیشرو؛ شورای مشاور اتحادیه؛ کمیسیون هوانوردی اتحادیه؛ فاکسیمیل؛ عامل؛ کارخانه
شکل‌های واژه
جمعfacs

عبارات و ترکیب‌ها

face the music

در مواجهه با موسیقی

face to face

چهره به چهره

save face

حفظ افتخار

matter of fact

مطلبی که در واقعیت است

as a matter of fact

در واقعیت

fact of life

حقیقت زندگی

faculty of law

دانشکده حقوق

facility management

مدیریت امکانات

in point of fact

در واقعیت

face value

ارزش رویه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید