factionally divided
منقسم از نظر جناح
acting factionally
به صورت جناحی عمل کردن
factionally motivated
با انگیزه جناحگرا
thinking factionally
به صورت جناحی فکر کردن
behaving factionally
به صورت جناحی رفتار کردن
voting factionally
به صورت جناحی رأی دادن
divided factionally
منقسم از نظر جناح
factionally aligned
متعهد به جناح
structured factionally
به صورت جناحی ساختار یافته
organized factionally
به صورت جناحی سازماندهی شده
factionally divided
منقسم از نظر جناح
acting factionally
به صورت جناحی عمل کردن
factionally motivated
با انگیزه جناحگرا
thinking factionally
به صورت جناحی فکر کردن
behaving factionally
به صورت جناحی رفتار کردن
voting factionally
به صورت جناحی رأی دادن
divided factionally
منقسم از نظر جناح
factionally aligned
متعهد به جناح
structured factionally
به صورت جناحی ساختار یافته
organized factionally
به صورت جناحی سازماندهی شده
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید