feinted attack
حمله آزمایشی
feinted move
حرکت آزمایشی
feinted punch
ضربه آزمایشی
feinted gesture
حرکت نمایشی
feinted strike
ضربه آزمایشی
feinted run
دویدن آزمایشی
feinted retreat
پسروی آزمایشی
feinted lunge
ضربه ناگهانی آزمایشی
feinted kick
ضربه آزمایشی با پا
feinted approach
رویکرد آزمایشی
the boxer feinted to the left before throwing a right hook.
بوکسور برای انداختن یک قلاب راست، به سمت چپ وانمود کرد.
she feinted surprise when she saw the birthday cake.
وقتی کیک تولد را دید، وانمود کرد که تعجب کرده است.
the player feinted a pass and then scored a goal.
بازیکن وانمود کرد که پاس میدهد و سپس گل زد.
he feinted to dodge the tackle, but it didn't work.
او وانمود کرد که از تکل جاخالی دهد، اما موفق نشد.
in the dance routine, she feinted gracefully to the side.
در روتین رقص، او به طور ظریف به سمت کنار وانمود کرد.
the magician feinted a card trick to misdirect the audience.
یک شعبده باز وانمود کرد که یک شعبده با کارت انجام میدهد تا مخاطبان را گمراه کند.
he feinted a smile to hide his true feelings.
او وانمود کرد که لبخند میزند تا احساسات واقعی خود را پنهان کند.
she feinted illness to avoid going to the party.
او وانمود کرد که بیمار است تا از رفتن به مهمانی اجتناب کند.
the soldier feinted a retreat to lure the enemy.
سرباز وانمود کرد که عقب نشینی میکند تا دشمن را فریب دهد.
he feinted a yawn during the boring lecture.
او در طول سخنرانی خسته کننده وانمود کرد که از خواب در میآید.
feinted attack
حمله آزمایشی
feinted move
حرکت آزمایشی
feinted punch
ضربه آزمایشی
feinted gesture
حرکت نمایشی
feinted strike
ضربه آزمایشی
feinted run
دویدن آزمایشی
feinted retreat
پسروی آزمایشی
feinted lunge
ضربه ناگهانی آزمایشی
feinted kick
ضربه آزمایشی با پا
feinted approach
رویکرد آزمایشی
the boxer feinted to the left before throwing a right hook.
بوکسور برای انداختن یک قلاب راست، به سمت چپ وانمود کرد.
she feinted surprise when she saw the birthday cake.
وقتی کیک تولد را دید، وانمود کرد که تعجب کرده است.
the player feinted a pass and then scored a goal.
بازیکن وانمود کرد که پاس میدهد و سپس گل زد.
he feinted to dodge the tackle, but it didn't work.
او وانمود کرد که از تکل جاخالی دهد، اما موفق نشد.
in the dance routine, she feinted gracefully to the side.
در روتین رقص، او به طور ظریف به سمت کنار وانمود کرد.
the magician feinted a card trick to misdirect the audience.
یک شعبده باز وانمود کرد که یک شعبده با کارت انجام میدهد تا مخاطبان را گمراه کند.
he feinted a smile to hide his true feelings.
او وانمود کرد که لبخند میزند تا احساسات واقعی خود را پنهان کند.
she feinted illness to avoid going to the party.
او وانمود کرد که بیمار است تا از رفتن به مهمانی اجتناب کند.
the soldier feinted a retreat to lure the enemy.
سرباز وانمود کرد که عقب نشینی میکند تا دشمن را فریب دهد.
he feinted a yawn during the boring lecture.
او در طول سخنرانی خسته کننده وانمود کرد که از خواب در میآید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید