feinted

[ایالات متحده]/feɪntɪd/
[بریتانیا]/feɪntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی feint

عبارات و ترکیب‌ها

feinted attack

حمله آزمایشی

feinted move

حرکت آزمایشی

feinted punch

ضربه آزمایشی

feinted gesture

حرکت نمایشی

feinted strike

ضربه آزمایشی

feinted run

دویدن آزمایشی

feinted retreat

پسروی آزمایشی

feinted lunge

ضربه ناگهانی آزمایشی

feinted kick

ضربه آزمایشی با پا

feinted approach

رویکرد آزمایشی

جملات نمونه

the boxer feinted to the left before throwing a right hook.

بوکسور برای انداختن یک قلاب راست، به سمت چپ وانمود کرد.

she feinted surprise when she saw the birthday cake.

وقتی کیک تولد را دید، وانمود کرد که تعجب کرده است.

the player feinted a pass and then scored a goal.

بازیکن وانمود کرد که پاس می‌دهد و سپس گل زد.

he feinted to dodge the tackle, but it didn't work.

او وانمود کرد که از تکل جاخالی دهد، اما موفق نشد.

in the dance routine, she feinted gracefully to the side.

در روتین رقص، او به طور ظریف به سمت کنار وانمود کرد.

the magician feinted a card trick to misdirect the audience.

یک شعبده باز وانمود کرد که یک شعبده با کارت انجام می‌دهد تا مخاطبان را گمراه کند.

he feinted a smile to hide his true feelings.

او وانمود کرد که لبخند می‌زند تا احساسات واقعی خود را پنهان کند.

she feinted illness to avoid going to the party.

او وانمود کرد که بیمار است تا از رفتن به مهمانی اجتناب کند.

the soldier feinted a retreat to lure the enemy.

سرباز وانمود کرد که عقب نشینی می‌کند تا دشمن را فریب دهد.

he feinted a yawn during the boring lecture.

او در طول سخنرانی خسته کننده وانمود کرد که از خواب در می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید