feld

[ایالات متحده]/fɛld/
[بریتانیا]/fɛld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی
شکل‌های واژه
جمعfelds

جملات نمونه

the farmer plowed the field, preparing it for planting.

کشاورز زمین را جوید و آماده کشت کرد.

we walked across the field, enjoying the sunshine.

ما از روی زمین گذشتیم و نور خورشید را لذت می‌بردیم.

the field was full of wildflowers and buzzing bees.

زمین پر از گل‌های جانوری و مورچه‌های زنگ‌زده بود.

the football field was muddy after the rain.

زمین فوتبال پس از باران لای‌لایه شده بود.

he surveyed the field, assessing its potential for crops.

او زمین را بررسی کرد و پتانسیل آن برای کشت محصولات را ارزیابی کرد.

the children played tag in the open field.

کودکان در زمین باز بازی گریپ را انجام دادند.

the field mouse scurried across the field, avoiding the owl.

گرگ زمین از روی زمین پرتاب شد و از ققنوس فرار کرد.

the research field is constantly evolving with new discoveries.

زمین تحقیق با کشفیات جدید به طور مداوم در حال تغییر است.

she is a leading expert in the field of astrophysics.

او یک متخصص رهبر در زمینه فیزیک فضایی است.

the company expanded its operations into a new field.

شرکت فعالیت‌های خود را به یک زمینه جدید گسترش داد.

he has a strong background in the field of engineering.

او سابقه‌ای قوی در زمینه مهندسی دارد.

the battlefield was a desolate field of destruction.

زمین نبرد یک زمینه ویران‌کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید