over the fenceposts
بر روی چوبهای فنر
between the fenceposts
بین چوبهای فنر
along the fenceposts
روی چوبهای فنر
fenceposts apart
فاصله چوبهای فنر
fenceposts line
خط چوبهای فنر
counting fenceposts
شمارش چوبهای فنر
fenceposts stand
چوبهای فنر در کنار هم
fenceposts mark
چوبهای فنر نشان میدهند
fenceposts in a row
چوبهای فنر در یک ردیف
by the fenceposts
در کنار چوبهای فنر
the fenceposts were rotting at the base.
پایههای سریعالگذاری در حال فساد بود.
we need to replace the old fenceposts.
باید پایههای سریعالگذاری قدیمی را جایگزین کنیم.
the fenceposts were set in concrete.
پایههای سریعالگذاری در بетون قرار داده شدند.
he leaned against the fencepost while waiting.
او در حالی که منتظر میماند، به پایهای از سریعالگذاری گریز میکرد.
the fenceposts need a fresh coat of paint.
پایههای سریعالگذاری نیاز به لایهای جدید از رنگ دارند.
distance between fenceposts should be uniform.
فاصله بین پایههای سریعالگذاری باید یکنواخت باشد.
the fenceposts were crooked after the storm.
پس از باران، پایههای سریعالگذاری خم شده بودند.
we measured each fencepost carefully.
ما هر پایهای از سریعالگذاری را با دقت اندازه گرفتیم.
the fenceposts mark the boundary of the property.
پایههای سریعالگذاری مرز ملک را مشخص میکنند.
some fenceposts were damaged during construction.
برخی از پایههای سریعالگذاری در حین ساخت آسیب دیدند.
the fenceposts are made of sturdy oak.
پایههای سریعالگذاری از چوب چوبهای مقاوم ساخته شدهاند.
we counted the fenceposts along the path.
ما پایههای سریعالگذاری را در طول مسیر شمارش کردیم.
the fenceposts had numbers painted on them.
روی پایههای سریعالگذاری اعداد نقاشی شده بود.
over the fenceposts
بر روی چوبهای فنر
between the fenceposts
بین چوبهای فنر
along the fenceposts
روی چوبهای فنر
fenceposts apart
فاصله چوبهای فنر
fenceposts line
خط چوبهای فنر
counting fenceposts
شمارش چوبهای فنر
fenceposts stand
چوبهای فنر در کنار هم
fenceposts mark
چوبهای فنر نشان میدهند
fenceposts in a row
چوبهای فنر در یک ردیف
by the fenceposts
در کنار چوبهای فنر
the fenceposts were rotting at the base.
پایههای سریعالگذاری در حال فساد بود.
we need to replace the old fenceposts.
باید پایههای سریعالگذاری قدیمی را جایگزین کنیم.
the fenceposts were set in concrete.
پایههای سریعالگذاری در بетون قرار داده شدند.
he leaned against the fencepost while waiting.
او در حالی که منتظر میماند، به پایهای از سریعالگذاری گریز میکرد.
the fenceposts need a fresh coat of paint.
پایههای سریعالگذاری نیاز به لایهای جدید از رنگ دارند.
distance between fenceposts should be uniform.
فاصله بین پایههای سریعالگذاری باید یکنواخت باشد.
the fenceposts were crooked after the storm.
پس از باران، پایههای سریعالگذاری خم شده بودند.
we measured each fencepost carefully.
ما هر پایهای از سریعالگذاری را با دقت اندازه گرفتیم.
the fenceposts mark the boundary of the property.
پایههای سریعالگذاری مرز ملک را مشخص میکنند.
some fenceposts were damaged during construction.
برخی از پایههای سریعالگذاری در حین ساخت آسیب دیدند.
the fenceposts are made of sturdy oak.
پایههای سریعالگذاری از چوب چوبهای مقاوم ساخته شدهاند.
we counted the fenceposts along the path.
ما پایههای سریعالگذاری را در طول مسیر شمارش کردیم.
the fenceposts had numbers painted on them.
روی پایههای سریعالگذاری اعداد نقاشی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید