formicate

[ایالات متحده]/ˈfɔːmɪkeɪt/
[بریتانیا]/ˈfɔrmɪkeɪt/

ترجمه

vi. مانند مورچه‌ها حرکت کردن یا هجوم آوردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردformicates
صفت یا فعل حال استمراریformicating
زمان گذشتهformicated
قسمت سوم فعلformicated

عبارات و ترکیب‌ها

formicate behavior

رفتار فرمیکات

formicate ants

فرمیکات‌ها

formicate species

گونه‌های فرمیکات

formicate mating

جفت‌گیری فرمیکات

formicate patterns

الگوهای فرمیکات

formicate colonies

کلونی‌های فرمیکات

formicate rituals

آداب و رسوم فرمیکات

formicate interactions

تعاملات فرمیکات

formicate process

فرآیند فرمیکات

formicate dynamics

پویایی فرمیکات

جملات نمونه

ants often formicate in search of food.

مورچه‌ها اغلب برای یافتن غذا به هم می‌چسبند.

during summer, insects tend to formicate around lights.

در طول تابستان، حشرات معمولاً در اطراف چراغ‌ها به هم می‌چسبند.

bees formicate to communicate the location of flowers.

عسل‌ها برای برقراری ارتباط در مورد مکان گل‌ها به هم می‌چسبند.

termites formicate to build their nests.

نجادها برای ساخت لانه‌های خود به هم می‌چسبند.

the ants formed a line as they formicated back to their colony.

مورچه‌ها در حالی که به کلونی خود باز می‌گشتند، در یک خط قرار گرفتند.

in nature, many species formicate for survival.

در طبیعت، بسیاری از گونه‌ها برای بقا به هم می‌چسبند.

when disturbed, the insects quickly formicate away.

هنگامی که مختل شوند، حشرات به سرعت از هم دور می‌شوند.

formicating ants can indicate a food source nearby.

مورچه‌هایی که به هم می‌چسبند می‌توانند نشان‌دهنده یک منبع غذایی در نزدیکی باشند.

in the garden, bees formicate around blooming flowers.

در باغ، عسل‌ها در اطراف گل‌های شکوفه به هم می‌چسبند.

formicating behavior is common among social insects.

رفتار به هم چسبیدن در بین حشرات اجتماعی رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید