| شکل سوم شخص مفرد | formicates |
| صفت یا فعل حال استمراری | formicating |
| زمان گذشته | formicated |
| قسمت سوم فعل | formicated |
formicate behavior
رفتار فرمیکات
formicate ants
فرمیکاتها
formicate species
گونههای فرمیکات
formicate mating
جفتگیری فرمیکات
formicate patterns
الگوهای فرمیکات
formicate colonies
کلونیهای فرمیکات
formicate rituals
آداب و رسوم فرمیکات
formicate interactions
تعاملات فرمیکات
formicate process
فرآیند فرمیکات
formicate dynamics
پویایی فرمیکات
ants often formicate in search of food.
مورچهها اغلب برای یافتن غذا به هم میچسبند.
during summer, insects tend to formicate around lights.
در طول تابستان، حشرات معمولاً در اطراف چراغها به هم میچسبند.
bees formicate to communicate the location of flowers.
عسلها برای برقراری ارتباط در مورد مکان گلها به هم میچسبند.
termites formicate to build their nests.
نجادها برای ساخت لانههای خود به هم میچسبند.
the ants formed a line as they formicated back to their colony.
مورچهها در حالی که به کلونی خود باز میگشتند، در یک خط قرار گرفتند.
in nature, many species formicate for survival.
در طبیعت، بسیاری از گونهها برای بقا به هم میچسبند.
when disturbed, the insects quickly formicate away.
هنگامی که مختل شوند، حشرات به سرعت از هم دور میشوند.
formicating ants can indicate a food source nearby.
مورچههایی که به هم میچسبند میتوانند نشاندهنده یک منبع غذایی در نزدیکی باشند.
in the garden, bees formicate around blooming flowers.
در باغ، عسلها در اطراف گلهای شکوفه به هم میچسبند.
formicating behavior is common among social insects.
رفتار به هم چسبیدن در بین حشرات اجتماعی رایج است.
formicate behavior
رفتار فرمیکات
formicate ants
فرمیکاتها
formicate species
گونههای فرمیکات
formicate mating
جفتگیری فرمیکات
formicate patterns
الگوهای فرمیکات
formicate colonies
کلونیهای فرمیکات
formicate rituals
آداب و رسوم فرمیکات
formicate interactions
تعاملات فرمیکات
formicate process
فرآیند فرمیکات
formicate dynamics
پویایی فرمیکات
ants often formicate in search of food.
مورچهها اغلب برای یافتن غذا به هم میچسبند.
during summer, insects tend to formicate around lights.
در طول تابستان، حشرات معمولاً در اطراف چراغها به هم میچسبند.
bees formicate to communicate the location of flowers.
عسلها برای برقراری ارتباط در مورد مکان گلها به هم میچسبند.
termites formicate to build their nests.
نجادها برای ساخت لانههای خود به هم میچسبند.
the ants formed a line as they formicated back to their colony.
مورچهها در حالی که به کلونی خود باز میگشتند، در یک خط قرار گرفتند.
in nature, many species formicate for survival.
در طبیعت، بسیاری از گونهها برای بقا به هم میچسبند.
when disturbed, the insects quickly formicate away.
هنگامی که مختل شوند، حشرات به سرعت از هم دور میشوند.
formicating ants can indicate a food source nearby.
مورچههایی که به هم میچسبند میتوانند نشاندهنده یک منبع غذایی در نزدیکی باشند.
in the garden, bees formicate around blooming flowers.
در باغ، عسلها در اطراف گلهای شکوفه به هم میچسبند.
formicating behavior is common among social insects.
رفتار به هم چسبیدن در بین حشرات اجتماعی رایج است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید