quickly scamper away
به سرعت دور شوند
playful scamper
بازیگوشانه دور شدن
The rabbit scampered off.
خرگوش با سرعت دور شد.
take a scamper through Dalian
گشت و گذار در دالیان
children scampering off to play.
کودکانی که برای بازی به اطراف میدویدند.
The dog scampered along the road.
سگ در امتداد جاده میدوید.
he scampered in like an overgrown puppy.
او مثل یک توله سگ بیش از حد بزرگ به داخل دوید.
take a scamper through Mark Twain
گشت و گذار در مارک تواین
Misty mountains, burbling brooks, pecking chickens and scampering dogs.
کوه های مه آلود، جویبارها، مرغ های چابک و سگ های بازیگوش.
The squirrel darted its head from side to side before scampering up the tree.
سنجاب قبل از بالا رفتن از درخت، سر خود را از یک طرف به طرف دیگر میچرخاند.
Free Car Racing Game everyone will find something to his taste: hot rodding in town, breaking rules and scampering away from the police;
بازی رایگان مسابقه اتومبیلرانی که همه چیز مورد علاقه خود را پیدا میکنند: سرعتگرفتن در شهر، شکستن قوانین و فرار از دست پلیس;
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید