scamper

[ایالات متحده]/ˈskæmpə(r)/
[بریتانیا]/ˈskæmpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور بازیگوشانه دویدن؛ به طور شتابزده و عجله‌ای دویدن
n. دویدن بازیگوشانه؛ دویدن شتابزده

عبارات و ترکیب‌ها

quickly scamper away

به سرعت دور شوند

playful scamper

بازیگوشانه دور شدن

جملات نمونه

The rabbit scampered off.

خرگوش با سرعت دور شد.

take a scamper through Dalian

گشت و گذار در دالیان

children scampering off to play.

کودکانی که برای بازی به اطراف می‌دویدند.

The dog scampered along the road.

سگ در امتداد جاده می‌دوید.

he scampered in like an overgrown puppy.

او مثل یک توله سگ بیش از حد بزرگ به داخل دوید.

take a scamper through Mark Twain

گشت و گذار در مارک تواین

Misty mountains, burbling brooks, pecking chickens and scampering dogs.

کوه های مه آلود، جویبارها، مرغ های چابک و سگ های بازیگوش.

The squirrel darted its head from side to side before scampering up the tree.

سنجاب قبل از بالا رفتن از درخت، سر خود را از یک طرف به طرف دیگر می‌چرخاند.

Free Car Racing Game everyone will find something to his taste: hot rodding in town, breaking rules and scampering away from the police;

بازی رایگان مسابقه اتومبیل‌رانی که همه چیز مورد علاقه خود را پیدا می‌کنند: سرعت‌گرفتن در شهر، شکستن قوانین و فرار از دست پلیس;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید