foundedly

[ایالات متحده]/[ˈfaʊndɪdli]/
[بریتانیا]/[ˈfaʊndɪdli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که بر اساس واقعیت است؛ واقعاً؛ صادقانه. به ظاهر؛ ظاهراً.

عبارات و ترکیب‌ها

foundedly believe

با اطمینان باور کرد

foundedly stated

با اطمینان بیان کرد

foundedly wrong

به طور اساسی اشتباه

foundedly assumed

به طور اساسی فرض کرد

foundedly rejected

به طور اساسی رد کرد

foundedly denied

به طور اساسی انکار کرد

foundedly supported

به طور اساسی حمایت کرد

foundedly argued

به طور اساسی استدلال کرد

foundedly disagreed

به طور اساسی مخالف بود

foundedly confirmed

به طور اساسی تایید کرد

جملات نمونه

the company's success was foundedly attributed to their innovative marketing strategies.

موفقیت شرکت به‌طور اساسی به استراتژی‌های بازاریابی نوآورانه آن‌ها نسبت داده شد.

her belief in his abilities was foundedly based on years of observing his dedication.

اعتقاد او به توانایی‌های او به‌طور اساسی بر اساس سال‌ها مشاهده تعهد او استوار بود.

the accusations against him were foundedly dismissed due to lack of credible evidence.

اتهامات علیه او به‌طور اساسی رد شدند زیرا شواهد معتبری وجود نداشت.

the project's initial funding was foundedly secured through a generous grant.

تامین مالی اولیه پروژه به‌طور اساسی از طریق یک کمک سخاوتمندانه تامین شد.

his reputation as a skilled negotiator was foundedly earned through years of experience.

شهرت او به عنوان یک مذاکره‌کننده ماهر به‌طور اساسی از طریق سال‌ها تجربه به‌دست آمد.

the team's victory was foundedly won through hard work and perseverance.

پیروزی تیم به‌طور اساسی از طریق تلاش و پشتکار به‌دست آمد.

the decision to invest was foundedly made after careful market research.

تصمیم سرمایه‌گذاری به‌طور اساسی پس از تحقیقات بازار دقیق اتخاذ شد.

the artist's style was foundedly influenced by the works of van gogh.

سبک هنرمند به‌طور اساسی تحت تأثیر آثار ون گوگ قرار داشت.

the argument was foundedly rejected because it contained several logical fallacies.

استدلال به‌طور اساسی رد شد زیرا شامل چندین مغالطه منطقی بود.

the new policy was foundedly implemented after extensive consultation with stakeholders.

سیاست جدید به‌طور اساسی پس از مشورت گسترده با ذینفعان اجرا شد.

the scientist's theory was foundedly supported by a wealth of experimental data.

تئوری دانشمند به‌طور اساسی با انبوهی از داده‌های تجربی پشتیبانی می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید