| جمع | fuckheads |
you fuckhead
تو یک فاحش
stupid fuckhead
خیلی غلط فکر کن
dumb fuckhead
خیلی غلط فکر کن
little fuckhead
کوچک فاحش
arrogant fuckhead
فاخش خودخواه
such a fuckhead
چنین فاحشی
total fuckhead
فاخش کامل
ignorant fuckhead
فاخش غیبت
selfish fuckhead
فاخش خودخواه
complete fuckhead
فاخش کامل
you stupid fuckhead, you broke my phone!
تو یک فاحش گریه کنندهای بودی، گوشی من را شکستی!
that fuckhead stole my parking spot.
آن فاحش گریه کنندهای جای پارک کردن من را ربود.
what a fuckhead move to make.
چه حرکتی فاحش گریه کنندهای بود!
he's such a fuckhead for doing that.
او چنین یک فاحش گریه کنندهای بود که این کار را انجام داد.
the fuckhead cut me off in traffic.
آن فاحش گریه کنندهای در ترافیک من را قطع کرد.
don't be a fuckhead about this.
در مورد این موضوع فاحش گریه کنندهای نباش.
that fuckhead lied to everyone.
آن فاحش گریه کنندهای به همه دروغ گفت.
i can't believe that fuckhead did this.
من نمیتوانم باور کنم که این فاحش گریه کنندهای این کار را انجام داد.
the fuckhead forgot to lock the door.
آن فاحش گریه کنندهای فراموش کرد که در را قفل کند.
why did you act like such a fuckhead?
چرا به گونهای فاحش گریه کنندهای رفتی؟
that fuckhead owes me money.
آن فاحش گریه کنندهای به من پول بدهکار است.
stop being a fuckhead and listen.
دیگر فاحش گریه کنندهای باش و گوش ده.
the fuckhead spilled coffee everywhere.
آن فاحش گریه کنندهای کافی را به همه جا ریخت.
you absolute fuckhead!
تو واقعاً یک فاحش گریه کنندهای هستی!
the fuckhead ruined my entire day.
آن فاحش گریه کنندهای تمام روز من را ویران کرد.
you fuckhead
تو یک فاحش
stupid fuckhead
خیلی غلط فکر کن
dumb fuckhead
خیلی غلط فکر کن
little fuckhead
کوچک فاحش
arrogant fuckhead
فاخش خودخواه
such a fuckhead
چنین فاحشی
total fuckhead
فاخش کامل
ignorant fuckhead
فاخش غیبت
selfish fuckhead
فاخش خودخواه
complete fuckhead
فاخش کامل
you stupid fuckhead, you broke my phone!
تو یک فاحش گریه کنندهای بودی، گوشی من را شکستی!
that fuckhead stole my parking spot.
آن فاحش گریه کنندهای جای پارک کردن من را ربود.
what a fuckhead move to make.
چه حرکتی فاحش گریه کنندهای بود!
he's such a fuckhead for doing that.
او چنین یک فاحش گریه کنندهای بود که این کار را انجام داد.
the fuckhead cut me off in traffic.
آن فاحش گریه کنندهای در ترافیک من را قطع کرد.
don't be a fuckhead about this.
در مورد این موضوع فاحش گریه کنندهای نباش.
that fuckhead lied to everyone.
آن فاحش گریه کنندهای به همه دروغ گفت.
i can't believe that fuckhead did this.
من نمیتوانم باور کنم که این فاحش گریه کنندهای این کار را انجام داد.
the fuckhead forgot to lock the door.
آن فاحش گریه کنندهای فراموش کرد که در را قفل کند.
why did you act like such a fuckhead?
چرا به گونهای فاحش گریه کنندهای رفتی؟
that fuckhead owes me money.
آن فاحش گریه کنندهای به من پول بدهکار است.
stop being a fuckhead and listen.
دیگر فاحش گریه کنندهای باش و گوش ده.
the fuckhead spilled coffee everywhere.
آن فاحش گریه کنندهای کافی را به همه جا ریخت.
you absolute fuckhead!
تو واقعاً یک فاحش گریه کنندهای هستی!
the fuckhead ruined my entire day.
آن فاحش گریه کنندهای تمام روز من را ویران کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید