fuckhead

[ایالات متحده]/ˈfʌk.hed/
[بریتانیا]/ˈfʌk.hed/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد ناخوشایند، بی‌خرد یا بی‌ارزش
شکل‌های واژه
جمعfuckheads

عبارات و ترکیب‌ها

you fuckhead

تو یک فاحش

stupid fuckhead

خیلی غلط فکر کن

dumb fuckhead

خیلی غلط فکر کن

little fuckhead

کوچک فاحش

arrogant fuckhead

فاخش خودخواه

such a fuckhead

چنین فاحشی

total fuckhead

فاخش کامل

ignorant fuckhead

فاخش غیبت

selfish fuckhead

فاخش خودخواه

complete fuckhead

فاخش کامل

جملات نمونه

you stupid fuckhead, you broke my phone!

تو یک فاحش گریه کننده‌ای بودی، گوشی من را شکستی!

that fuckhead stole my parking spot.

آن فاحش گریه کننده‌ای جای پارک کردن من را ربود.

what a fuckhead move to make.

چه حرکتی فاحش گریه کننده‌ای بود!

he's such a fuckhead for doing that.

او چنین یک فاحش گریه کننده‌ای بود که این کار را انجام داد.

the fuckhead cut me off in traffic.

آن فاحش گریه کننده‌ای در ترافیک من را قطع کرد.

don't be a fuckhead about this.

در مورد این موضوع فاحش گریه کننده‌ای نباش.

that fuckhead lied to everyone.

آن فاحش گریه کننده‌ای به همه دروغ گفت.

i can't believe that fuckhead did this.

من نمی‌توانم باور کنم که این فاحش گریه کننده‌ای این کار را انجام داد.

the fuckhead forgot to lock the door.

آن فاحش گریه کننده‌ای فراموش کرد که در را قفل کند.

why did you act like such a fuckhead?

چرا به گونه‌ای فاحش گریه کننده‌ای رفتی؟

that fuckhead owes me money.

آن فاحش گریه کننده‌ای به من پول بدهکار است.

stop being a fuckhead and listen.

دیگر فاحش گریه کننده‌ای باش و گوش ده.

the fuckhead spilled coffee everywhere.

آن فاحش گریه کننده‌ای کافی را به همه جا ریخت.

you absolute fuckhead!

تو واقعاً یک فاحش گریه کننده‌ای هستی!

the fuckhead ruined my entire day.

آن فاحش گریه کننده‌ای تمام روز من را ویران کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید