fullbacks run
پشتیبانهای کامل حرکت میکنند
strong fullbacks
پشتیبانهای کامل قوی
fullbacks tackle
پشتیبانهای کامل دفاع میکنند
blocking fullbacks
پشتیبانهای کامل مسدود کننده
fullbacks advance
پشتیبانهای کامل پیش میروند
watching fullbacks
پشتیبانهای کامل را مشاهده میکنند
fast fullbacks
پشتیبانهای کامل سریع
protecting fullbacks
پشتیبانهای کامل را حفظ میکنند
supporting fullbacks
پشتیبانهای کامل را حمایت میکنند
leading fullbacks
پشتیبانهای کامل رهبری میکنند
the running back made a spectacular run, dodging several defenders.
راننده پشتیبان با یک دویده شگفتانگیز از چند دفاعکننده فراری.
our team needs a stronger running back to improve our offense.
تیم ما به یک راننده پشتیبان قویتر نیاز دارد تا حملههایمان را بهبود بخشیم.
he's a powerful fullback, known for his ability to block effectively.
او یک فولبک قدرتمند است که به دلیل تواناییاش در مسدود کردن شناخته شده است.
the coach emphasized the importance of the fullback's blocking skills.
مربی اهمیت مهارتهای مسدود کردن فولبک را تاکید کرد.
the fullback led the team with 85 rushing yards this season.
فولبک این فصل با 85 یارد دویدن تیم را رهبری کرد.
a bruising run by the fullback gained significant yardage for the team.
دویدن فولبک که باعث افزایش یارد زیادی برای تیم شد، بسیار سختگویی بود.
the fullback's role is crucial in protecting the quarterback.
نقش فولبک در حفاظت از بازیکن چهارم خط حیاتی است.
we drafted a promising young fullback in the third round.
ما در چرخه سوم یک فولبک جوان و موفق را انتخاب کردیم.
the fullback consistently demonstrates great strength and determination.
فولبک به طور مداوم قدرت و اصرار زیادی نشان میدهد.
the opposing team struggled to contain the powerful fullback.
تیم مخالف در مهار کردن فولبک قدرتمند دشواری داشت.
he's a versatile player who can also play as a fullback.
او یک بازیکن چندکاره است که میتواند همچنین به عنوان فولبک بازی کند.
fullbacks run
پشتیبانهای کامل حرکت میکنند
strong fullbacks
پشتیبانهای کامل قوی
fullbacks tackle
پشتیبانهای کامل دفاع میکنند
blocking fullbacks
پشتیبانهای کامل مسدود کننده
fullbacks advance
پشتیبانهای کامل پیش میروند
watching fullbacks
پشتیبانهای کامل را مشاهده میکنند
fast fullbacks
پشتیبانهای کامل سریع
protecting fullbacks
پشتیبانهای کامل را حفظ میکنند
supporting fullbacks
پشتیبانهای کامل را حمایت میکنند
leading fullbacks
پشتیبانهای کامل رهبری میکنند
the running back made a spectacular run, dodging several defenders.
راننده پشتیبان با یک دویده شگفتانگیز از چند دفاعکننده فراری.
our team needs a stronger running back to improve our offense.
تیم ما به یک راننده پشتیبان قویتر نیاز دارد تا حملههایمان را بهبود بخشیم.
he's a powerful fullback, known for his ability to block effectively.
او یک فولبک قدرتمند است که به دلیل تواناییاش در مسدود کردن شناخته شده است.
the coach emphasized the importance of the fullback's blocking skills.
مربی اهمیت مهارتهای مسدود کردن فولبک را تاکید کرد.
the fullback led the team with 85 rushing yards this season.
فولبک این فصل با 85 یارد دویدن تیم را رهبری کرد.
a bruising run by the fullback gained significant yardage for the team.
دویدن فولبک که باعث افزایش یارد زیادی برای تیم شد، بسیار سختگویی بود.
the fullback's role is crucial in protecting the quarterback.
نقش فولبک در حفاظت از بازیکن چهارم خط حیاتی است.
we drafted a promising young fullback in the third round.
ما در چرخه سوم یک فولبک جوان و موفق را انتخاب کردیم.
the fullback consistently demonstrates great strength and determination.
فولبک به طور مداوم قدرت و اصرار زیادی نشان میدهد.
the opposing team struggled to contain the powerful fullback.
تیم مخالف در مهار کردن فولبک قدرتمند دشواری داشت.
he's a versatile player who can also play as a fullback.
او یک بازیکن چندکاره است که میتواند همچنین به عنوان فولبک بازی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید