fulmination

[ایالات متحده]/ˌfʌlmɪˈneɪʃən/
[بریتانیا]/ˌfʌlmɪˈneɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انفجار یا فوران ناگهانی و شدید؛ محکومیت شدید کلامی؛ واکنش شیمیایی که باعث یک رویداد انفجاری می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fulmination against

احتجاج علیه

fulmination of anger

خشمگيني

fulmination of protest

اعتراض

fulmination of criticism

انتقاد

fulmination from above

از بالا

fulmination of dissent

اختلاف نظر

fulmination of outrage

خشم و غضب

fulmination in silence

در سکوت

fulmination of ideas

ایده ها

fulmination of voices

صدای

جملات نمونه

his fulmination against the policy was unexpected.

تندخویی او علیه این سیاست غیرمنتظره بود.

the author's fulmination in the article sparked a debate.

تندخویی نویسنده در مقاله باعث ایجاد بحث شد.

she delivered a fulmination about the environmental issues.

او در مورد مسائل زیست محیطی تندخویی کرد.

his fulmination against corruption was well-received.

تندخویی او علیه فساد با استقبال خوبی روبرو شد.

the politician's fulmination resonated with the public.

تندخویی سیاستمدار با مردم همخوانی داشت.

her fulmination at the meeting caught everyone's attention.

تندخویی او در جلسه توجه همه را جلب کرد.

the fulmination he expressed was filled with passion.

تندخویی که او بیان کرد با شور و اشتیاق پر شده بود.

his fulmination against injustice was inspiring.

تندخویی او علیه بی‌عدالتی الهام‌بخش بود.

the article's fulmination against the war was powerful.

تندخویی مقاله علیه جنگ قدرتمند بود.

her fulmination in the speech highlighted the issues.

تندخویی او در سخنرانی مسائل را برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید