garboils

[ایالات متحده]/ˈɡɑːbɔɪlz/
[بریتانیا]/ˈɡɑrˌbɔɪlz/

ترجمه

n. سردرگمی; آشفتگی

عبارات و ترکیب‌ها

garboils of water

جوش شیرین

garboils in pot

جوش شیرین در قابلمه

garboils of soup

جوش شیرین سوپ

garboils during cooking

جوش شیرین در حین پخت

garboils on stove

جوش شیرین روی اجاق گاز

garboils in kettle

جوش شیرین در سماور

garboils of liquid

جوش شیرین مایع

garboils of broth

جوش شیرین آبگوشت

garboils in pan

جوش شیرین در تابه

garboils when boiling

جوش شیرین هنگام جوشیدن

جملات نمونه

after the storm, the garboils of the sea were quite a sight.

بعد از طوفان، آشفتگی‌های دریا منظره‌ای بسیار چشمگیر بودند.

the garboils of the crowd made it hard to hear the speaker.

آشفتگی‌های جمعیت باعث شد صحبت‌های سخنران به سختی شنیده شود.

she found comfort in the garboils of the city.

او آرامش را در آشفتگی‌های شهر یافت.

the garboils of the waterfall created a soothing atmosphere.

آشفتگی‌های آبشار فضایی آرامش‌بخش ایجاد کرد.

in the garboils of life, he sought peace and quiet.

در آشفتگی‌های زندگی، او به دنبال آرامش و سکوت بود.

the garboils of the festival filled the air with excitement.

آشفتگی‌های جشنواره هوا را با هیجان پر کرد.

amidst the garboils, she managed to stay focused.

در میان آشفتگی‌ها، او توانست متمرکز بماند.

the garboils of the market attracted many visitors.

آشفتگی‌های بازار بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.

he enjoyed the garboils of the bustling café.

او از آشفتگی‌های کافه‌ی شلوغ لذت برد.

listening to the garboils of nature was refreshing.

گوش دادن به آشفتگی‌های طبیعت، دلپذیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید