gashing wound
زخم خونی
gashing pain
درد شدید
gashing cut
برش عمیق
gashing injury
آسیب شدید
gashing hole
سوراخ عمیق
gashing blade
تیغه خشن
gashing attack
حمله شدید
gashing strike
ضربه شدید
gashing sound
صدای خشن
gashing remark
اظهار نظر تند
the gashing wound required immediate medical attention.
زخم شدید نیاز به رسیدگی فوری پزشکی داشت.
he was gashing his hand while trying to fix the broken glass.
او در حالی که سعی داشت شیشه شکسته را تعمیر کند، دست خود را زخمی کرد.
the storm left gashing marks on the trees.
طوفان جای زخم عمیقی بر روی درختان گذاشت.
she winced at the sight of the gashing injury on his leg.
او با دیدن آسیب شدید روی پای او منقبض شد.
the gashing sound of the chainsaw echoed in the forest.
صدای خراش دهنده موتورسور در جنگل طنین انداز شد.
after the accident, he had a gashing cut on his forehead.
پس از حادثه، او یک بریدگی عمیق در پیشانی خود داشت.
the artist used gashing strokes to create a dramatic effect.
هنرمند از ضربات خراش دهنده برای ایجاد جلوه ای دراماتیک استفاده کرد.
gashing the fabric, she created a unique design.
با خراش دادن پارچه، او طرحی منحصر به فرد ایجاد کرد.
the gashing pain in his chest made it hard to breathe.
درد شدید در قفسه سینه او تنفس را دشوار کرد.
he noticed the gashing tear in his jacket.
او پارگی شدید در ژاکت خود متوجه شد.
gashing wound
زخم خونی
gashing pain
درد شدید
gashing cut
برش عمیق
gashing injury
آسیب شدید
gashing hole
سوراخ عمیق
gashing blade
تیغه خشن
gashing attack
حمله شدید
gashing strike
ضربه شدید
gashing sound
صدای خشن
gashing remark
اظهار نظر تند
the gashing wound required immediate medical attention.
زخم شدید نیاز به رسیدگی فوری پزشکی داشت.
he was gashing his hand while trying to fix the broken glass.
او در حالی که سعی داشت شیشه شکسته را تعمیر کند، دست خود را زخمی کرد.
the storm left gashing marks on the trees.
طوفان جای زخم عمیقی بر روی درختان گذاشت.
she winced at the sight of the gashing injury on his leg.
او با دیدن آسیب شدید روی پای او منقبض شد.
the gashing sound of the chainsaw echoed in the forest.
صدای خراش دهنده موتورسور در جنگل طنین انداز شد.
after the accident, he had a gashing cut on his forehead.
پس از حادثه، او یک بریدگی عمیق در پیشانی خود داشت.
the artist used gashing strokes to create a dramatic effect.
هنرمند از ضربات خراش دهنده برای ایجاد جلوه ای دراماتیک استفاده کرد.
gashing the fabric, she created a unique design.
با خراش دادن پارچه، او طرحی منحصر به فرد ایجاد کرد.
the gashing pain in his chest made it hard to breathe.
درد شدید در قفسه سینه او تنفس را دشوار کرد.
he noticed the gashing tear in his jacket.
او پارگی شدید در ژاکت خود متوجه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید