gashing

[ایالات متحده]/ˈɡæʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡæʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری gash

عبارات و ترکیب‌ها

gashing wound

زخم خونی

gashing pain

درد شدید

gashing cut

برش عمیق

gashing injury

آسیب شدید

gashing hole

سوراخ عمیق

gashing blade

تیغه خشن

gashing attack

حمله شدید

gashing strike

ضربه شدید

gashing sound

صدای خشن

gashing remark

اظهار نظر تند

جملات نمونه

the gashing wound required immediate medical attention.

زخم شدید نیاز به رسیدگی فوری پزشکی داشت.

he was gashing his hand while trying to fix the broken glass.

او در حالی که سعی داشت شیشه شکسته را تعمیر کند، دست خود را زخمی کرد.

the storm left gashing marks on the trees.

طوفان جای زخم عمیقی بر روی درختان گذاشت.

she winced at the sight of the gashing injury on his leg.

او با دیدن آسیب شدید روی پای او منقبض شد.

the gashing sound of the chainsaw echoed in the forest.

صدای خراش دهنده موتورسور در جنگل طنین انداز شد.

after the accident, he had a gashing cut on his forehead.

پس از حادثه، او یک بریدگی عمیق در پیشانی خود داشت.

the artist used gashing strokes to create a dramatic effect.

هنرمند از ضربات خراش دهنده برای ایجاد جلوه ای دراماتیک استفاده کرد.

gashing the fabric, she created a unique design.

با خراش دادن پارچه، او طرحی منحصر به فرد ایجاد کرد.

the gashing pain in his chest made it hard to breathe.

درد شدید در قفسه سینه او تنفس را دشوار کرد.

he noticed the gashing tear in his jacket.

او پارگی شدید در ژاکت خود متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید