gougers

[ایالات متحده]/ˈɡaʊdʒə/
[بریتانیا]/ˈɡaʊdʒɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دزد کوچک؛ معدنچی شکارچی؛ اوباش کوچک؛ جنایتکار جزئی

عبارات و ترکیب‌ها

price gouger

تورم‌گر

gouger law

قانون ضد تورم‌گر

gouger tactics

تاکتیک‌های تورم‌گر

gouger alert

هشدار تورم‌گر

gouger behavior

رفتار تورم‌گر

gouger complaint

شکایت از تورم‌گر

gouger pricing

قیمت‌گذاری تورم‌گر

gouger fines

جریمه تورم‌گر

gouger warning

هشدار تورم‌گر

gouger investigation

تحقیقات مربوط به تورم‌گر

جملات نمونه

the gouger took advantage of unsuspecting customers.

خریدار بی‌احتیاط را فریب داد.

many people consider him a gouger for his high prices.

بسیاری از مردم او را به دلیل قیمت‌های بالای او یک سودجوی پست می‌دانند.

don't be a gouger; treat your clients fairly.

سودجوی پست نباشید؛ با مشتریان خود منصفانه رفتار کنید.

the gouger's tactics were exposed by the media.

حملات سودجوی پست توسط رسانه ها افشا شد.

she felt like a gouger when she raised her prices.

وقتی قیمت‌ها را افزایش داد، احساس کرد که یک سودجوی پست است.

it's unethical to be a gouger in business.

در کسب و کار، سودجوی پست بودن غیر اخلاقی است.

the gouger was banned from the market for fraud.

سودجوی پست به دلیل کلاهبرداری از بازار منع شد.

people often call him a gouger for his outrageous fees.

مردم اغلب او را به دلیل هزینه های عجیب و غریبش یک سودجوی پست صدا می کنند.

the gouger's reputation suffered after the scandal.

بعد از رسوایی، شهرت سودجوی پست آسیب دید.

being labeled a gouger can ruin a business.

برچیده شدن به عنوان یک سودجوی پست می تواند یک کسب و کار را نابود کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید