greatests

[ایالات متحده]/ˈɡreɪtɪst/
[بریتانیا]/ˈɡreɪtɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بالاترین در کیفیت یا درجه

عبارات و ترکیب‌ها

greatest achievement

بزرگترین دستاورد

greatest challenge

بزرگترین چالش

greatest success

بزرگترین موفقیت

greatest impact

بزرگترین تاثیر

greatest moment

بزرگترین لحظه

greatest gift

بزرگترین هدیه

greatest fear

بزرگترین ترس

greatest player

بهترین بازیکن

greatest lesson

بزرگترین درس

greatest love

بزرگترین عشق

جملات نمونه

the greatest challenge we face is climate change.

بزرگترین چالش پیش روی ما تغییرات آب و هوایی است.

she is known for her greatest achievements in science.

او به خاطر بزرگترین دستاوردهای خود در علم شناخته شده است.

he gave his greatest performance at the concert.

او بهترین اجرایش را در کنسرت ارائه داد.

the greatest gift you can give is your time.

بزرگترین هدیه‌ای که می‌توانید بدهید، وقت شماست.

they celebrated their greatest victory in history.

آنها بزرگترین پیروزی خود در تاریخ را جشن گرفتند.

her greatest fear is public speaking.

بزرگترین ترس او صحبت کردن در جمع است.

we strive to achieve our greatest potential.

ما برای رسیدن به بالاترین پتانسیل خود تلاش می‌کنیم.

the greatest lesson learned was about perseverance.

بزرگترین درسی که آموختیم در مورد پشتکار بود.

he considers her his greatest inspiration.

او او را الهام بخش ترین شخص خود می‌داند.

finding happiness is the greatest pursuit of life.

پیدا کردن شادی بزرگترین هدف زندگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید