growing gruffer
در حال شدیدتر شدن
sounded gruffer
صدایش شدیدتر به نظر میرسید
became gruffer
شدیدتر شد
much gruffer
بسیار شدیدتر
gruffer tone
نبرد شدیدتر
seemed gruffer
به نظر میرسید شدیدتر است
getting gruffer
در حال شدیدتر شدن
far gruffer
بسیار شدیدتر
gruffer voice
صوت شدیدتر
quite gruffer
خیلی شدیدتر
he became gruffer with age, less willing to socialize.
او با گذشت زمان خشنتر شد و کمتر تمایل به اجتماعی شدن داشت.
the manager's tone was gruffer than usual this morning.
تندگوی مدیر امروز خشنتر از معمول بود.
after the bad news, she grew gruffer and more withdrawn.
پس از خبر بد، او خشنتر و بیشتر به دور ماند.
his gruffer demeanor often put people off.
خشنبودن رفتار او اغلب مردم را ناراحت میکرد.
the old man was gruffer towards strangers.
آقای باسنگین به گردشگران خشنتر بود.
dealing with him requires a gruffer approach.
تعامل با او نیاز به رویکردی خشنتر دارد.
the critic's review was gruffer than expected.
بازبینی منتقد خشنتر از آنچه انتظار داشتیم بود.
she noticed a gruffer edge to his voice.
او یک حاشیه خشنتر در صدای او متوجه شد.
the security guard was gruffer in enforcing the rules.
گارد امنیتی در اجرا کردن قوانین خشنتر بود.
he adopted a gruffer attitude to show he was in charge.
او یک نگرش خشنتر را اتخاذ کرد تا نشان دهد که مسئول است.
the customer service representative was surprisingly gruffer.
نماینده خدمات مشتریان به طور شگفتآوری خشنتر بود.
growing gruffer
در حال شدیدتر شدن
sounded gruffer
صدایش شدیدتر به نظر میرسید
became gruffer
شدیدتر شد
much gruffer
بسیار شدیدتر
gruffer tone
نبرد شدیدتر
seemed gruffer
به نظر میرسید شدیدتر است
getting gruffer
در حال شدیدتر شدن
far gruffer
بسیار شدیدتر
gruffer voice
صوت شدیدتر
quite gruffer
خیلی شدیدتر
he became gruffer with age, less willing to socialize.
او با گذشت زمان خشنتر شد و کمتر تمایل به اجتماعی شدن داشت.
the manager's tone was gruffer than usual this morning.
تندگوی مدیر امروز خشنتر از معمول بود.
after the bad news, she grew gruffer and more withdrawn.
پس از خبر بد، او خشنتر و بیشتر به دور ماند.
his gruffer demeanor often put people off.
خشنبودن رفتار او اغلب مردم را ناراحت میکرد.
the old man was gruffer towards strangers.
آقای باسنگین به گردشگران خشنتر بود.
dealing with him requires a gruffer approach.
تعامل با او نیاز به رویکردی خشنتر دارد.
the critic's review was gruffer than expected.
بازبینی منتقد خشنتر از آنچه انتظار داشتیم بود.
she noticed a gruffer edge to his voice.
او یک حاشیه خشنتر در صدای او متوجه شد.
the security guard was gruffer in enforcing the rules.
گارد امنیتی در اجرا کردن قوانین خشنتر بود.
he adopted a gruffer attitude to show he was in charge.
او یک نگرش خشنتر را اتخاذ کرد تا نشان دهد که مسئول است.
the customer service representative was surprisingly gruffer.
نماینده خدمات مشتریان به طور شگفتآوری خشنتر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید