gundas

[ایالات متحده]/ɡʌndəz/
[بریتانیا]/ɡʌndəz/

ترجمه

n. (جمع) جمعِ gunda؛ یک فرد از پس‌زمینه‌ی جنایی یا گانگستر در انگلیسی هندی
n. (اسم خاص) Gunda - یک نام شخصی آلمانی

جملات نمونه

police arrested several gundas involved in the extortion racket in the old city market.

پلیس چند نفر از گوندایانی که در گروه فشار ویژه در بازار شهر قد مشارکت داشتند، دستگیر کرد.

local gundas have been terrorizing small business owners and demanding protection money.

گوندایان محلی به طور مکرر صاحبان کسب و کارهای کوچک را تهدید می‌کنند و پول حفاظت می‌طلبد.

the bollywood film depicts the rise and fall of a notorious gunda don in mumbai.

فیلم بولیوود افزایش و کاهش یک گوندا معروف در ممبای را نشان می‌دهد.

citizens held protests demanding government action against gunda elements controlling the neighborhood.

شهروندان تظاهراتی برگزار کردند که از دولت خواسته‌اند علیه عناصر گوندا که منطقه را کنترل می‌کنند، اقدام کند.

the movie's glorification of gunda culture has sparked heated debate among parents and educators.

تجلیل فیلم از فرهنگ گوندا باعث بحث گرمی بین والدین و آموزگاران شده است.

unemployed youth are often recruited by gundas to work as muscle for their illegal operations.

نوجوانان بی‌کار معمولاً توسط گوندایان استخدام می‌شوند تا در عملیات غیرقانونی آن‌ها به عنوان عضو عضلات کار کنند.

the government launched a major crackdown to dismantle the gunda network operating across multiple cities.

دولت یک حمله جدی را آغاز کرد تا شبکه گوندا که در چند شهر فعالیت می‌کند را نابود کند.

despite repeated police operations, gunda activities in the area continue with alarming frequency.

هر چند عملیات‌های پلیس متعددی انجام شده است، فعالیت‌های گوندا در این منطقه با فرکانس نگران‌کننده ادامه دارد.

the corrupt politician was secretly working with local gundas to control vote banks during elections.

سیاستمدار فسادگر در حال کار تایید شده با گوندایان محلی برای کنترل بانک‌های رای در انتخابات بود.

community leaders established youth programs to steer at-risk teenagers away from gunda lifestyles.

رهبران جامعه برنامه‌های جوانان را برای هدایت نوجوانان در معرض خطر از سبک زندگی گوندا راه‌اندازی کردند.

the police inspector vowed to end gunda rule in the district by targeting their financial networks.

معاون پلیس قسمتی را در پیش‌گیری از حکومت گوندا در منطقه با هدف شبکه‌های مالی آن‌ها تعهد کرد.

recent raids have significantly weakened the gunda gang's operations in the metropolitan area.

حملات اخیر به طور قابل توجهی فعالیت‌های گروه گوندا در منطقه شهری را ضعیف کرده است.

the gunda don's downfall showed how quickly criminal empires can crumble from internal betrayal.

سقوط گوندا دون نشان داد چگونه امپراتوری‌های جنایی می‌توانند به دلیل خیانت داخلی به سرعت سقوط کنند.

some citizens, frustrated with slow justice, took matters into their own hands against the gundas.

برخی شهروندان، با خشم به دلیل عدالت کند، اقدامات خود را علیه گوندایان انجام دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید