the dancer moved gyratically across the stage, her costume sparkling with every spin.
رقصنده به صورت چرخشی روی صحنه حرکت میکرد، لباسش با هر چرخش میدرخشید.
the planets revolve gyratically around the sun in elliptical orbits.
سیارات به صورت چرخشی در مدارهای بیضی شکل به دور خورشید میچرخند.
the leaves swirled gyratically as the autumn wind picked up.
برگها با وزش باد پاییزی به صورت چرخشی میچرخیدند.
the helicopter blades spun gyratically, creating a powerful downdraft.
پره هلیکوپتر به صورت چرخشی میچرخید و یک جریان نزولی قوی ایجاد میکرد.
the amusement park ride spun gyratically, making all the passengers dizzy.
قطارشیوران پارک تفریحی به صورت چرخشی میچرخید و همه مسافران را سرگیجه میداد.
the tornado devastated the town as it moved gyratically across the landscape.
تندرا به شهر آسیب رساند زیرا به صورت چرخشی در سراسر منظره حرکت میکرد.
the figure skater performed gyratically, landing her triple axel with perfect grace.
اسکیتباز نمایشی به صورت چرخشی اجرا کرد و با ظرافت کامل پرش سه اختل خود را انجام داد.
the electrons orbit gyratically around the nucleus in their quantum shells.
الکترونها به صورت چرخشی در مدارات کوانتومی خود به دور هسته میچرخند.
the wind turbines rotated gyratically in the strong coastal breeze.
توربینهای بادی در نسیم ساحلی قوی به صورت چرخشی میچرخیدند.
the gymnast spun gyratically on the uneven bars, amazing the audience.
ژیمناست به صورت چرخشی روی میلههای ناهموار میچرخید و مخاطبان را شگفتزده میکرد.
the smoke from the incense rose gyratically toward the ceiling.
دود بخور به صورت چرخشی به سمت سقف میرفت.
the earth rotates gyratically on its axis, creating day and night cycles.
زمین به صورت چرخشی بر روی محور خود میچرخد و باعث ایجاد چرخههای روز و شب میشود.
the dancer moved gyratically across the stage, her costume sparkling with every spin.
رقصنده به صورت چرخشی روی صحنه حرکت میکرد، لباسش با هر چرخش میدرخشید.
the planets revolve gyratically around the sun in elliptical orbits.
سیارات به صورت چرخشی در مدارهای بیضی شکل به دور خورشید میچرخند.
the leaves swirled gyratically as the autumn wind picked up.
برگها با وزش باد پاییزی به صورت چرخشی میچرخیدند.
the helicopter blades spun gyratically, creating a powerful downdraft.
پره هلیکوپتر به صورت چرخشی میچرخید و یک جریان نزولی قوی ایجاد میکرد.
the amusement park ride spun gyratically, making all the passengers dizzy.
قطارشیوران پارک تفریحی به صورت چرخشی میچرخید و همه مسافران را سرگیجه میداد.
the tornado devastated the town as it moved gyratically across the landscape.
تندرا به شهر آسیب رساند زیرا به صورت چرخشی در سراسر منظره حرکت میکرد.
the figure skater performed gyratically, landing her triple axel with perfect grace.
اسکیتباز نمایشی به صورت چرخشی اجرا کرد و با ظرافت کامل پرش سه اختل خود را انجام داد.
the electrons orbit gyratically around the nucleus in their quantum shells.
الکترونها به صورت چرخشی در مدارات کوانتومی خود به دور هسته میچرخند.
the wind turbines rotated gyratically in the strong coastal breeze.
توربینهای بادی در نسیم ساحلی قوی به صورت چرخشی میچرخیدند.
the gymnast spun gyratically on the uneven bars, amazing the audience.
ژیمناست به صورت چرخشی روی میلههای ناهموار میچرخید و مخاطبان را شگفتزده میکرد.
the smoke from the incense rose gyratically toward the ceiling.
دود بخور به صورت چرخشی به سمت سقف میرفت.
the earth rotates gyratically on its axis, creating day and night cycles.
زمین به صورت چرخشی بر روی محور خود میچرخد و باعث ایجاد چرخههای روز و شب میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید