half-round table
میز نیمدایرهای
half-round shape
شکل نیمدایرهای
half-round mirror
آینه نیمدایرهای
half-round window
پنجره نیمدایرهای
half-round edge
لبه نیمدایرهای
half-round design
طراحی نیمدایرهای
half-round molding
تکیهکننده نیمدایرهای
half-round arch
پردهنما نیمدایرهای
half-round bowl
صحن نیمدایرهای
half-round cut
برش نیمدایرهای
the half-round table was perfect for a small gathering.
میز نیمدایرهای برای جمعجمعههای کوچک کاملاً مناسب بود.
she used a half-round piece of wood for the sculpture.
او برای اسکلتسازی از یک قطعه چوب نیمدایرهای استفاده کرد.
the half-round window offered a unique view of the garden.
پنجره نیمدایرهای دید منحصر به فردی از باغ ارائه میداد.
he sanded the half-round edge of the wooden bowl.
او لبه نیمدایرهای بشقاب چوبی را چک میکرد.
the half-round mirror reflected the light beautifully.
آینه نیمدایرهای نور را زیبایی بسزای بازتاب میداد.
the child drew a half-round sun in the sky.
کودک یک خورشید نیمدایرهای در آسمان رسم کرد.
they installed a half-round handrail on the stairs.
آنها یک میلپله نیمدایرهای روی پلهها نصب کردند.
the half-round archway led to the courtyard.
گذرگاه نیمدایرهای به فضای میانی منجر میشد.
he carved a half-round design into the stone.
او یک طرح نیمدایرهای را در سنگ جویند.
the half-round planter held a variety of flowers.
کاسه گل نیمدایرهای انواع گلها را در خود جای داد.
the half-round cushion provided comfortable seating.
پوسته نیمدایرهای نشستن راحت را فراهم میکرد.
half-round table
میز نیمدایرهای
half-round shape
شکل نیمدایرهای
half-round mirror
آینه نیمدایرهای
half-round window
پنجره نیمدایرهای
half-round edge
لبه نیمدایرهای
half-round design
طراحی نیمدایرهای
half-round molding
تکیهکننده نیمدایرهای
half-round arch
پردهنما نیمدایرهای
half-round bowl
صحن نیمدایرهای
half-round cut
برش نیمدایرهای
the half-round table was perfect for a small gathering.
میز نیمدایرهای برای جمعجمعههای کوچک کاملاً مناسب بود.
she used a half-round piece of wood for the sculpture.
او برای اسکلتسازی از یک قطعه چوب نیمدایرهای استفاده کرد.
the half-round window offered a unique view of the garden.
پنجره نیمدایرهای دید منحصر به فردی از باغ ارائه میداد.
he sanded the half-round edge of the wooden bowl.
او لبه نیمدایرهای بشقاب چوبی را چک میکرد.
the half-round mirror reflected the light beautifully.
آینه نیمدایرهای نور را زیبایی بسزای بازتاب میداد.
the child drew a half-round sun in the sky.
کودک یک خورشید نیمدایرهای در آسمان رسم کرد.
they installed a half-round handrail on the stairs.
آنها یک میلپله نیمدایرهای روی پلهها نصب کردند.
the half-round archway led to the courtyard.
گذرگاه نیمدایرهای به فضای میانی منجر میشد.
he carved a half-round design into the stone.
او یک طرح نیمدایرهای را در سنگ جویند.
the half-round planter held a variety of flowers.
کاسه گل نیمدایرهای انواع گلها را در خود جای داد.
the half-round cushion provided comfortable seating.
پوسته نیمدایرهای نشستن راحت را فراهم میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید