half-round

[ایالات متحده]/[hɑːf ˈraʊnd]/
[بریتانیا]/[hæf ˈraʊnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیء یا شکلی به شکل نیم‌دایره؛ یک قرنیز نیم‌گرد.
adj. به شکل نیم‌دایره؛ نیم‌دایره‌ای.

عبارات و ترکیب‌ها

half-round table

میز نیم‌دایره‌ای

half-round shape

شکل نیم‌دایره‌ای

half-round mirror

آینه نیم‌دایره‌ای

half-round window

پنجره نیم‌دایره‌ای

half-round edge

لبه نیم‌دایره‌ای

half-round design

طراحی نیم‌دایره‌ای

half-round molding

تکیه‌کننده نیم‌دایره‌ای

half-round arch

پرده‌نما نیم‌دایره‌ای

half-round bowl

صحن نیم‌دایره‌ای

half-round cut

برش نیم‌دایره‌ای

جملات نمونه

the half-round table was perfect for a small gathering.

میز نیم‌دایره‌ای برای جمع‌جمعه‌های کوچک کاملاً مناسب بود.

she used a half-round piece of wood for the sculpture.

او برای اسکلت‌سازی از یک قطعه چوب نیم‌دایره‌ای استفاده کرد.

the half-round window offered a unique view of the garden.

پنجره نیم‌دایره‌ای دید منحصر به فردی از باغ ارائه می‌داد.

he sanded the half-round edge of the wooden bowl.

او لبه نیم‌دایره‌ای بشقاب چوبی را چک می‌کرد.

the half-round mirror reflected the light beautifully.

آینه نیم‌دایره‌ای نور را زیبایی بسزای بازتاب می‌داد.

the child drew a half-round sun in the sky.

کودک یک خورشید نیم‌دایره‌ای در آسمان رسم کرد.

they installed a half-round handrail on the stairs.

آن‌ها یک میل‌پله نیم‌دایره‌ای روی پله‌ها نصب کردند.

the half-round archway led to the courtyard.

گذرگاه نیم‌دایره‌ای به فضای میانی منجر می‌شد.

he carved a half-round design into the stone.

او یک طرح نیم‌دایره‌ای را در سنگ جویند.

the half-round planter held a variety of flowers.

کاسه گل نیم‌دایره‌ای انواع گل‌ها را در خود جای داد.

the half-round cushion provided comfortable seating.

پوسته نیم‌دایره‌ای نشستن راحت را فراهم می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید