hard-liner stance
موضع سختگیرانه
a hard-liner
یک فرد سختگیر
hard-liner views
دیدگاههای سختگیرانه
be a hard-liner
یک فرد سختگیر بودن
hard-liner approach
رویکرد سختگیرانه
described as hard-liner
که به عنوان یک فرد سختگیر توصیف شده است
hard-liner government
دولت سختگیر
becoming a hard-liner
تبدیل شدن به یک فرد سختگیر
hard-liner rhetoric
زبان سختگیرانه
the new foreign minister is considered a hard-liner on trade negotiations.
وزیر امور خارجه جدید به عنوان یک سختگیر در مذاکرات تجاری شناخته میشود.
critics accuse the president of being a hard-liner on immigration policy.
منتقدان رئیسجمهور را به دلیل سختگیری در سیاست مهاجرتی متهم میکنند.
a hard-liner in the party advocated for stricter border controls.
یک سختگیر در حزب از کنترلهای مرزی سختگیرانهتر حمایت کرد.
the hard-liner's stance alienated many potential allies.
موضع سختگیرانه بسیاری از متحدان احتمالی را بیگانه کرد.
he's a hard-liner when it comes to fiscal responsibility.
او در مورد مسئولیتهای مالی سختگیر است.
the hard-liner refused to compromise on key issues.
سختگیر حاضر به مصالحه در مسائل کلیدی نبود.
many believe the hard-liner's policies will damage international relations.
بسیاری معتقدند سیاستهای سختگیرانه به روابط بینالملل آسیب میرساند.
the hard-liner's approach to security is controversial.
رویکرد سختگیرانه به امنیت بحثبرانگیز است.
she's a hard-liner in negotiations, rarely showing flexibility.
او در مذاکرات سختگیر است و به ندرت انعطافپذیری نشان میدهد.
the hard-liner's uncompromising views caused a political deadlock.
دیدگاههای غیرقابل انعطاف سختگیر باعث تعصب سیاسی شد.
despite opposition, the hard-liner maintained a firm stance.
با وجود مخالفت، سختگیر بر موضع خود پافشاری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید