haught

[ایالات متحده]/[hɔːt]/
[بریتانیا]/[hɔːt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خودخواه و بی‌احترام؛ بی‌خودی کننده؛ بی‌تفاهم
adv. به شکل خودخواه یا بی‌خودی کننده

عبارات و ترکیب‌ها

haughty attitude

افکار خودپسند

haughtily refused

خودپسندانه در آن گریز کرد

haughty demeanor

رفتار خودپسند

haught expression

وضعیت خودپسند

be haughty

خودپسند باشید

so haughty

به اندازه‌ای خودپسند

haught tone

نبرد خودپسند

haught look

نگاه خودپسند

acting haughty

رفتار خودپسند

felt haughty

احساس خودپسندی

جملات نمونه

she gave him a haughty look, dismissing his suggestion entirely.

او با نگاهی کبری‌妄، تمام پیشنهاد او را رد کرد.

his haughty demeanor alienated potential clients and colleagues.

دemeanor کبری‌妄 او مشتریان و همکاران محتمل را دوری کرد.

despite her success, she remained surprisingly haughty and aloof.

رغم موفقیت‌اش، او به‌طور شگفت‌آوری کبری‌妄 و دوری ماند.

the haughty aristocrat refused to acknowledge the servant's presence.

این ارستocrat کبری‌妄 حضور خدمتکار را پذیرفته نکرد.

he adopted a haughty tone, lecturing everyone on proper etiquette.

او با دیدگاهی کبری‌妄، به همه درباره لباس‌پوشی مناسب سخن گفت.

her haughty attitude stemmed from a deep-seated insecurity.

دیدگاه کبری‌妄 او از نگرانی‌های عمیق‌گذار ناشی می‌شد.

the haughty prince treated the commoners with disdain.

این پادشاه کبری‌妄 مردم عادی را با نفرت می‌نگریست.

we tried to ignore his haughty comments and move on.

ما سعی کردیم نظرات کبری‌妄 او را نادیده بگیریم و به جلو برویم.

the haughty editor rejected the manuscript without reading it.

ویراستار کبری‌妄 پیش‌نویس را بدون خواندن رد کرد.

her haughty refusal shocked everyone in the room.

این انکار کبری‌妄 او تمام افراد در اتاق را شوکه کرد.

he displayed a haughty confidence in his abilities.

او اعتماد کبری‌妄ی به توانایی‌های خود نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید