hiplock

[ایالات متحده]/ˈhɪplɒk/
[بریتانیا]/ˈhɪplɑːk/

ترجمه

n. یک فن بорدل کردن یا گریپ کردن که در آن با استفاده از لگن حریف را فشار می‌دهند و مفاصلش را قفل می‌کنند، به ویژه مفاصل لگن یا ران.
Word Forms
جمعhiplocks

جملات نمونه

the dancer executed a perfect hiplock during her solo performance.

نوازشگر در حین اجرای تنهایی خود یک ل็ک لگن کامل انجام داد.

you need to relax your hips to perform a smooth hiplock.

برای انجام یک ل็ک لگن لื่ن‌تر، لگن خود را راهم دهید.

the wrestling coach taught the beginners how to counter a hiplock.

مربی قایقرانی به مبتدیان یاد داد که چگونه به یک ل็ک لگن مقاومت کنند.

she practiced the hiplock combination until it became muscle memory.

او تا زمانی که ل็ک لگن را به حافظه عضلانی تبدیل کرد، تمرین کرد.

the dancers seamlessly connected the hiplock with a spin move.

نوازشگران ل็ک لگن را به سادگی با یک حرکت چرخشی ارتباط دادند.

advanced students must master the hiplock technique before competing.

دانشجویان پیشرفته باید قبل از شرکت در رقابت‌ها، فن ل็ک لگن را مسلط شوند.

he managed to break the hiplock and escape from his opponent.

او موفق شد ل็ک لگن را بشکند و از حریف خود فرار کند.

the hip-hop routine featured an impressive hiplock sequence.

روتین هیپ هاپ یک توالی ل็ک لگن درخشان داشت.

learning the hiplock requires patience and consistent practice.

یادگیری ل็ک لگن نیازمند صبوری و تمرین مداوم است.

the competitors prepared their defense against the hiplock strategy.

رقیب‌ها برای مقابله با استراتژی ل็ک لگن دفاع خود را آماده کردند.

she incorporated a fluid hiplock into her contemporary dance piece.

او یک ل็ک لگن مایع را در اثر موسیقی معاصر خود ادغام کرد.

the precise hiplock timing determined the success of the entire routine.

زمان‌بندی دقیق ل็ک لگن موفقیت کلی روتین را تعیین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید