humidity-dependent

[ایالات متحده]/[hjuːˈmɪdɪti dɪˈpendənt]/
[بریتانیا]/[hjuːˈmɪdɪtiː dəˈpendənt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحت تأثیر رطوبت قرار گرفته یا با رطوبت تغییر می‌کند؛ کسی که رفتار یا ویژگی‌هایش به طور معنی‌داری با تغییرات رطوبت تغییر می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

humidity-dependent material

مواد وابسته به رطوبت

highly humidity-dependent

خیلی وابسته به رطوبت

humidity-dependent process

فرآیند وابسته به رطوبت

becoming humidity-dependent

در حال شدن وابسته به رطوبت

humidity-dependent coating

پوشش وابسته به رطوبت

humidity-dependent behavior

رفتار وابسته به رطوبت

humidity-dependent system

سیستم وابسته به رطوبت

was humidity-dependent

وابسته به رطوبت بود

humidity-dependent reaction

reaksiyon وابسته به رطوبت

humidity-dependent design

طراحی وابسته به رطوبت

جملات نمونه

the growth of mold is highly humidity-dependent, thriving in damp environments.

رشد قارچ به شدت به رطوبت وابسته است و در محیط‌های مرطوب به خوبی رشد می‌کند.

wood swelling and shrinking is a humidity-dependent phenomenon, affecting furniture stability.

پهن شدن و کاهش چوب یک پدیده وابسته به رطوبت است که پایداری مبلمان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

some materials exhibit humidity-dependent electrical conductivity, useful in sensors.

برخی از مواد رسانای الکتریکی خاصیتی وابسته به رطوبت دارند که در سنسورها مفید است.

the effectiveness of certain adhesives is humidity-dependent, requiring careful application.

کارایی برخی از چسب‌ها به رطوبت وابسته است و نیاز به کاربرد دقیق دارد.

plant transpiration rates are significantly humidity-dependent, impacting water usage.

میزان تعریق گیاهان به شدت به رطوبت وابسته است و مصرف آب را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

the comfort level in a room is often humidity-dependent, influencing perceived temperature.

سطح راحتی در یک اتاق اغلب به رطوبت وابسته است و دمای ادراک شده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

corrosion rates in metals can be humidity-dependent, especially in coastal areas.

میزان خوردگی فلزات ممکن است به رطوبت وابسته باشد، به ویژه در مناطق ساحلی.

the drying time of paint is humidity-dependent, requiring controlled environments.

زمان خشک شدن رنگ به رطوبت وابسته است و نیاز به محیط‌های کنترل شده دارد.

soil moisture content is a humidity-dependent variable crucial for agriculture.

میزان رطوبت خاک یک متغیر وابسته به رطوبت است که برای کشاورزی حیاتی است.

the performance of some electronic components is humidity-dependent, requiring protection.

کارایی برخی از اجزای الکترونیکی به رطوبت وابسته است و نیاز به حفاظت دارد.

the stability of certain chemical reactions can be humidity-dependent, affecting yields.

پایداری برخی واکنش‌های شیمیایی ممکن است به رطوبت وابسته باشد و باعث تغییر در بازده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید