hypermetabolic

[ایالات متحده]/[ˌhaɪpə(r)ˈmɛtəˌbɒlɪk]/
[بریتانیا]/[ˌhaɪpərˈmɛtəˌbɑːlɪk]/

ترجمه

n. یک حالت از متابولیسم بیش از حد.
adj. دارای نرخ متابولیسمی که به طور قابل توجهی بالاتر از متوسط است؛ مربوط به یا مشخص شده توسط هیپرمتabolism.

عبارات و ترکیب‌ها

hypermetabolic state

وضعیت هیپرمتابولیک

becoming hypermetabolic

شدن به حالت هیپرمتابولیک

hypermetabolic patient

بیمار هیپرمتابولیک

hypermetabolic rate

نرخ هیپرمتابولیک

hypermetabolic condition

وضعیت هیپرمتابولیک

hypermetabolic effect

اثر هیپرمتابولیک

hypermetabolic disorder

اختلال هیپرمتابولیک

hypermetabolic activity

فعالیت هیپرمتابولیک

hypermetabolic response

پاسخ هیپرمتابولیک

hypermetabolic syndrome

متلازمة هیپرمتابولیک

جملات نمونه

the injured athlete was found to be hypermetabolic after the accident.

ورزشکار زخمی پس از حادثه به عنوان فرایند هیپرمتابولیک شناسایی شد.

hypermetabolic states can significantly increase a patient's caloric needs.

حالت هیپرمتابولیک می تواند نیازهای کالری بیمار را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

we monitored her hypermetabolic rate closely during recovery.

ما در طول بازتوانی آن را به دقت میزان هیپرمتابولیک او را پیگیری کردیم.

certain cancers can induce a hypermetabolic condition in the body.

برخی از سرطان ها می توانند یک حالت هیپرمتابولیک در بدن ایجاد کنند.

the hypermetabolic response requires careful nutritional support.

پاسخ هیپرمتابولیک نیاز به حمایت غذایی دقیق دارد.

his hypermetabolic condition made him lose weight rapidly.

وضعیت هیپرمتابولیک او باعث از دست دادن وزن او به سرعت شد.

understanding hypermetabolic processes is crucial for critical care.

فهم فرایندهای هیپرمتابولیک برای مراقبت های حیاتی ضروری است.

the child's hypermetabolic state was linked to a rare genetic disorder.

وضعیت هیپرمتابولیک کودک به یک اختلال ژنتیکی نادر مربوط می شود.

hypermetabolic patients often require higher doses of medication.

بیماران هیپرمتابولیک معمولاً نیاز به دوزهای بالاتری از دارو دارند.

we assessed the patient's hypermetabolic activity with a pet scan.

ما فعالیت هیپرمتابولیک بیمار را با اسکن PET ارزیابی کردیم.

the veterinarian suspected a hypermetabolic syndrome in the dog.

پزشک دامپزشکی یک سندرم هیپرمتابولیک در سگ را مشکوک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید