imbricating

[ایالات متحده]/ˈɪmb.rɪ.keɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɪm.brɪ.keɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. لبه‌ها را مانند کاشی‌ها همپوشانی داشتن
adj. همپوشانی مانند کاشی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

imbricating tiles

کفول‌های هم‌پوشان

imbricating leaves

برگ‌های هم‌پوشان

imbricating scales

ترازوهای هم‌پوشان

imbricating layers

لایه‌های هم‌پوشان

imbricating shingles

ورق‌های هم‌پوشان

imbricating structures

ساختارهای هم‌پوشان

imbricating patterns

الگوهای هم‌پوشان

imbricating elements

عناصر هم‌پوشان

imbricating rocks

سنگ‌های هم‌پوشان

imbricating surfaces

سطوح هم‌پوشان

جملات نمونه

the tiles were imbricating perfectly on the roof.

کاشی‌ها به خوبی روی سقف به هم می‌رسیدند.

imbricating leaves can help with water drainage.

برگ‌های هم‌پوشیده می‌توانند به زهکشی آب کمک کنند.

birds often use imbricating feathers for insulation.

پرندگان اغلب از پرهای هم‌پوشیده برای عایق‌بندی استفاده می‌کنند.

the artist's technique involved imbricating colors.

تکنیک هنرمند شامل ترکیب رنگ‌ها به روش هم‌پوشانی بود.

imbricating scales protect the fish from predators.

تخم‌های هم‌پوشیده ماهی را از شکارچیان محافظت می‌کنند.

she described the imbricating patterns in the fabric.

او الگوهای هم‌پوشیده در پارچه را توصیف کرد.

imbricating stones create a strong wall structure.

سنگ‌های هم‌پوشیده یک ساختار دیوار قوی ایجاد می‌کنند.

the imbricating design of the shingles adds durability.

طراحی هم‌پوشیده لاپی‌ها دوام را افزایش می‌دهد.

they studied the imbricating arrangement of the petals.

آنها ساختار هم‌پوشیده گلبرگ‌ها را مطالعه کردند.

imbricating layers in geology can indicate historical changes.

لایه‌های هم‌پوشیده در زمین‌شناسی می‌توانند نشان‌دهنده تغییرات تاریخی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید