impend danger
خطر قریب الوقوع
impend crisis
بحران قریب الوقوع
impend threat
تهدید قریب الوقوع
impend change
تغییر قریب الوقوع
impend disaster
فاجعه قریب الوقوع
impend conflict
درگیری قریب الوقوع
impend decision
تصمیم قریب الوقوع
impend event
واقعه قریب الوقوع
impend opportunity
فرصت قریب الوقوع
dark clouds impend over the horizon.
ابرهای تیره بر افق سایه افکنی میکنند.
serious consequences may impend if we don't act now.
اگر اکنون اقدام نکنیم، عواقب جدی ممکن است رخ دهد.
threats of a storm impend this weekend.
تهدیدات طوفنی این آخر هفته پیشبینی میشود.
changes in the economy impend for many businesses.
تغییرات در اقتصاد برای بسیاری از مشاغل قریب الوقوع است.
decisions about the project impend as the deadline approaches.
تصمیمات مربوط به پروژه با نزدیک شدن به مهلت مقرر، قریب الوقوع است.
her promotion impends, depending on the upcoming evaluation.
ارتقای او بستگی به ارزیابی آینده دارد و قریب الوقوع است.
financial difficulties impend for the company this quarter.
مشکلات مالی برای شرکت این فصل قریب الوقوع است.
new regulations impend, affecting all industry players.
قوانین جدید قریب الوقوع است و بر همه فعالان صنعت تأثیر میگذارد.
potential layoffs impend as the company restructures.
احتمال اخراج قریب الوقوع است زیرا شرکت بازسازی میشود.
changes in leadership impend, stirring uncertainty among employees.
تغییرات در رهبری قریب الوقوع است و باعث ایجاد عدم اطمینان در بین کارمندان میشود.
impend danger
خطر قریب الوقوع
impend crisis
بحران قریب الوقوع
impend threat
تهدید قریب الوقوع
impend change
تغییر قریب الوقوع
impend disaster
فاجعه قریب الوقوع
impend conflict
درگیری قریب الوقوع
impend decision
تصمیم قریب الوقوع
impend event
واقعه قریب الوقوع
impend opportunity
فرصت قریب الوقوع
dark clouds impend over the horizon.
ابرهای تیره بر افق سایه افکنی میکنند.
serious consequences may impend if we don't act now.
اگر اکنون اقدام نکنیم، عواقب جدی ممکن است رخ دهد.
threats of a storm impend this weekend.
تهدیدات طوفنی این آخر هفته پیشبینی میشود.
changes in the economy impend for many businesses.
تغییرات در اقتصاد برای بسیاری از مشاغل قریب الوقوع است.
decisions about the project impend as the deadline approaches.
تصمیمات مربوط به پروژه با نزدیک شدن به مهلت مقرر، قریب الوقوع است.
her promotion impends, depending on the upcoming evaluation.
ارتقای او بستگی به ارزیابی آینده دارد و قریب الوقوع است.
financial difficulties impend for the company this quarter.
مشکلات مالی برای شرکت این فصل قریب الوقوع است.
new regulations impend, affecting all industry players.
قوانین جدید قریب الوقوع است و بر همه فعالان صنعت تأثیر میگذارد.
potential layoffs impend as the company restructures.
احتمال اخراج قریب الوقوع است زیرا شرکت بازسازی میشود.
changes in leadership impend, stirring uncertainty among employees.
تغییرات در رهبری قریب الوقوع است و باعث ایجاد عدم اطمینان در بین کارمندان میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید