imperturbably

[ایالات متحده]/ˌɪmpɚ'tɝbəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با آرامش، با سکون، با آرامی

جملات نمونه

She faced the difficult situation imperturbably.

او با وجود شرایط دشوار، به شایستگی و بدون آشفتگی با آن روبرو شد.

He dealt with the criticism imperturbably.

او با وجود انتقادها، به شایستگی و بدون آشفتگی با آن برخورد کرد.

The teacher handled the disruptive student imperturbably.

معلم با وجود دانش‌آموز درگیر، به شایستگی و بدون آشفتگی با آن برخورد کرد.

She listened to the complaints imperturbably.

او با وجود شکایت‌ها، به شایستگی و بدون آشفتگی به آنها گوش داد.

He faced the unexpected news imperturbably.

او با وجود خبر غیرمنتظره، به شایستگی و بدون آشفتگی با آن روبرو شد.

The CEO addressed the shareholders' concerns imperturbably.

مدیرعامل با وجود نگرانی‌های سهامداران، به شایستگی و بدون آشفتگی به آنها رسیدگی کرد.

She remained imperturbably calm during the crisis.

او در طول بحران، به شایستگی و بدون آشفتگی آرام ماند.

He answered the questions imperturbably.

او با وجود سوالات، به شایستگی و بدون آشفتگی به آنها پاسخ داد.

The diplomat negotiated imperturbably with the foreign delegates.

دیپلمات با وجود نمایندگان خارجی، به شایستگی و بدون آشفتگی با آنها مذاکره کرد.

She faced the challenges of the project imperturbably.

او با وجود چالش‌های پروژه، به شایستگی و بدون آشفتگی با آنها روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید