improvizations

[ایالات متحده]/ɪmˌprɒvɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ɪmˌprɑːvɪˈzeɪʃənz/

ترجمه

n. فرم پلورال ایمروویزیشن؛ خلق یا اجراهای ناگهانی که بدون آمادگی توسعه یافته‌اند.

جملات نمونه

the jazz musician's improvisations captivated the entire audience.

اُموزش‌های جاز موسیقی‌دان جذاب کلیت جمع حاضر را جذب کرد.

her improvisations on piano surprised everyone at the recital.

اُموزش‌های او در پیانو در کنسرت همه را شگفت‌زده کرد.

the comedy troupe's improvisations had the crowd laughing for hours.

اُموزش‌های گروه کمدی باعث شد جمع حاضر به مدت ساعات خنده کنند.

during rehearsals, the actors practiced various improvisations.

در جلسات تمرین، بازیگران انواع اُموزش‌ها را تمرین کردند.

the dancer's improvisations added unique energy to the performance.

اُموزش‌های رقصنده انرژی منحصر به فردی به نمایش اضافه کرد.

his improvisations on the guitar showed remarkable technical skill.

اُموزش‌های او در گیتار مهارت فنی بسیار خاصی را نشان داد.

the chef's improvisations created an unexpected but delicious dish.

اُموزش‌های پовар یک غذای غیرمنتظره اما لذیذ ایجاد کرد.

their improvisations during the play impressed the director.

اُموزش‌های آن‌ها در طول نمایش کارگردان را شگفت‌زده کرد.

the band's improvisations during the concert were truly memorable.

اُموزش‌های گروه در طول کنسرت واقعاً به یاد ماندنی بود.

she incorporated improvisations into her daily piano practice.

او اُموزش‌ها را در تمرین روزانه پیانو خود اضافه کرد.

the theater class focused on exercises and improvisations.

کلاس تئاتر روی تمرینات و اُموزش‌ها تمرکز داشت.

his improvisations in the studio session resulted in a hit song.

اُموزش‌های او در جلسه استودیو باعث ایجاد یک آهنگ موفق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید