inaugurals

[ایالات متحده]/ɪ'nɔːgjʊr(ə)l/
[بریتانیا]/ɪ'nɔɡjərəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به آغاز یا اولین وقوع چیزی، به ویژه یک اصطلاح یا موقعیت رسمی

عبارات و ترکیب‌ها

inaugural address

سخنرانی آغازین

inaugural ceremony

آیین آغازین

جملات نمونه

the Washington inaugural fandango.

رقص آغازین واشنگتن

the inaugural issue of a magazine.

اولین شماره یک مجله

a gala ball after the inaugural ceremony.

یک جشن باشکوه پس از مراسم آغازین.

his inaugural concert as Music Director.

کنسرت آغازین او به عنوان مدیر موسیقی

His inaugural speech was very inspiring.

سخنرانی آغازین او بسیار الهام بخش بود.

Professor Pearson gave the inaugural lecture in the new lecture theatre.

پروفسور پیرسون سخنرانی آغازین را در تئاتر سخنرانی جدید ارائه داد.

an unruly crowd mobbed the White House during an inaugural reception.

یک جمعیت غیرقابل کنترل در طول یک استقبال آغازین، کاخ سفید را محاصره کردند.

We listened to the President’s inaugural speech on the radio yesterday.

ما دیروز سخنرانی آغازین رئیس جمهور را از طریق رادیو شنیدیم.

The Inaugural Committee pulled out all the stops when arranging the ceremonies.

کمیته آغازین تمام تلاش خود را برای سازماندهی مراسم به کار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید