incasement

[ایالات متحده]/ɪnˈkeɪsmənt/
[بریتانیا]/ɪnˈkeɪsmənt/

ترجمه

n. عمل پوشاندن یا محیط دادن به چیزی؛ یک مورد یا پوشش.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

protective incasement

پوشش حفاظتی

metal incasement

پوشش فلزی

plastic incasement

پوشش پلاستیکی

sealed incasement

پوشش بسته شده

incasement process

فرآیند پوشش دهی

incasement technology

فناوری پوشش دهی

secure incasement

پوشش امن

incasement material

مواد پوشش دهی

final incasement

پوشش نهایی

incasement method

روش پوشش دهی

جملات نمونه

the antique watch was preserved in a glass incasement for protection.

ساعت قدیمی در یک قاب شیشه‌ای برای حفاظت نگهداری شده است.

the memorial features a bronze incasement containing soil from the battlefield.

این یادبود یک قاب مسی را شامل می‌شود که خاکی از میدان نبرد در آن قرار دارد.

scientists discovered the fossil encased in a mineral incasement.

دانشمندان فسیلی را کشف کردند که در یک قاب معدنی محاط شده بود.

the document is stored in a fireproof incasement within the archive.

این اسناد در یک قاب ناپاختنی در داخل آرشیو نگهداری می‌شود.

our company specializes in manufacturing protective incasements for electronics.

شرکت ما در تولید قاب‌های حفاظتی برای الکترونیک‌ها متخصص است.

the time capsule features a titanium incasement to ensure longevity.

این گوگل زمان دارای یک قاب تیتانیومی است تا دوام بیشتری داشته باشد.

artifacts from the excavation were placed in individual protective incasements.

موجودیت‌های حاصل از حفاری در قاب‌های حفاظتی جداگانه قرار داده شدند.

the museum displays jewelry inside climate-controlled glass incasements.

موزه جواهرات را در قاب‌های شیشه‌ای کنترل شده آب و هوا نمایش می‌دهد.

an anonymous donor provided a secure incasement for the rare manuscript.

یک هدیه‌دهن ناشناس یک قاب امن برای متن نادر فراهم کرد.

the sensor is housed in a waterproof incasement for underwater exploration.

این حسگر در یک قاب ضد آب برای کاوش در زیر آب قرار دارد.

ancient coins were found sealed within a stone incasement.

سکه‌های باستانی در یک قاب سنگی بسته‌بندی شده یافت شدند.

the ceremonial sword rests in an ornate wooden incasement.

تیغه سیاسی در یک قاب چوبی زیبا قرار دارد.

engineers designed a shock-resistant incasement for the delicate instrument.

مهندسان یک قاب مقاوم در برابر ضربه برای این دستگاه حساس طراحی کردند.

valuable specimens require airtight incasement to prevent degradation.

نمونه‌های ارزشمند نیاز به قاب‌های بسته‌بندی شده هوا دارند تا از فساد جلوگیری شود.

the sacred relics are preserved in a temperature-controlled incasement.

این ارث‌های مقدس در یک قاب کنترل شده دمایی نگهداری می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید