interned prisoners
زندانیان بازداشتی
being interned
در حال بازداشت بودن
interned during war
در زمان جنگ بازداشتی
interned scientists
دانشمندان بازداشتی
interned enemy
دشمن بازداشتی
she interned him
او او را بازداشت کرد
they interned them
آنها آنها را بازداشت کردند
internment camp
کمپ بازداشت
he was interned
او بازداشت شده بود
interned abroad
در خارج از کشور بازداشتی
the suspected spy was interned for questioning.
جاسوس مشکوک برای بازجویی بازداشت شد.
during the war, many japanese americans were interned.
در طول جنگ، بسیاری از آمریکاییهای ژاپنی تبعید شدند.
he was interned in a camp for several months.
او چندین ماه در یک اردوگاه بازداشت شد.
the government ordered the interned individuals to register.
دولت از افراد تبعید شده خواستند که ثبتنام کنند.
the conditions in the internment camp were harsh.
شرایط در اردوگاه تبعید سخت بود.
families were often separated during the internment process.
خانوادهها اغلب در طول فرآیند تبعید از هم جدا میشدند.
the supreme court later overturned the internment policy.
دیوان عالی بعدها سیاست تبعید را لغو کرد.
she researched the history of japanese american internment.
او تاریخ تبعید آمریکاییهای ژاپنی را مورد تحقیق قرار داد.
the internment experience left a lasting impact on their lives.
تجربه تبعید تأثیر ماندگاری بر زندگی آنها داشت.
the refugees were temporarily interned while their status was verified.
پناهندگان به طور موقت بازداشت شدند تا وضعیت آنها تأیید شود.
the museum exhibit detailed the injustices of internment.
نمایشگاه موزه بیعدالتیهای تبعید را شرح داد.
the government decided to intern the suspected criminals.
دولت تصمیم گرفت جنایتکاران مشکوک را تبعید کند.
interned prisoners
زندانیان بازداشتی
being interned
در حال بازداشت بودن
interned during war
در زمان جنگ بازداشتی
interned scientists
دانشمندان بازداشتی
interned enemy
دشمن بازداشتی
she interned him
او او را بازداشت کرد
they interned them
آنها آنها را بازداشت کردند
internment camp
کمپ بازداشت
he was interned
او بازداشت شده بود
interned abroad
در خارج از کشور بازداشتی
the suspected spy was interned for questioning.
جاسوس مشکوک برای بازجویی بازداشت شد.
during the war, many japanese americans were interned.
در طول جنگ، بسیاری از آمریکاییهای ژاپنی تبعید شدند.
he was interned in a camp for several months.
او چندین ماه در یک اردوگاه بازداشت شد.
the government ordered the interned individuals to register.
دولت از افراد تبعید شده خواستند که ثبتنام کنند.
the conditions in the internment camp were harsh.
شرایط در اردوگاه تبعید سخت بود.
families were often separated during the internment process.
خانوادهها اغلب در طول فرآیند تبعید از هم جدا میشدند.
the supreme court later overturned the internment policy.
دیوان عالی بعدها سیاست تبعید را لغو کرد.
she researched the history of japanese american internment.
او تاریخ تبعید آمریکاییهای ژاپنی را مورد تحقیق قرار داد.
the internment experience left a lasting impact on their lives.
تجربه تبعید تأثیر ماندگاری بر زندگی آنها داشت.
the refugees were temporarily interned while their status was verified.
پناهندگان به طور موقت بازداشت شدند تا وضعیت آنها تأیید شود.
the museum exhibit detailed the injustices of internment.
نمایشگاه موزه بیعدالتیهای تبعید را شرح داد.
the government decided to intern the suspected criminals.
دولت تصمیم گرفت جنایتکاران مشکوک را تبعید کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید