interrelatednesses

[ایالات متحده]/ˌɪntərɪˈleɪtɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/ˌɪntərɪˈleɪtɪdnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن به گونه‌ای که با یکدیگر مرتبط یا پیوند خورده باشند
n. (جمع) فرم جمع interrelatedness؛ روابط یا ارتباطات متقابل بین چیزها

عبارات و ترکیب‌ها

complex interrelatednesses

ارتباطات پیچیده

multiple interrelatednesses

ارتباطات چندگانه

various interrelatednesses

ارتباطات مختلف

numerous interrelatednesses

ارتباطات متعدد

inherent interrelatednesses

ارتباطات ذاتی

basic interrelatednesses

ارتباطات اساسی

dynamic interrelatednesses

ارتباطات دینامیک

structural interrelatednesses

ارتباطات ساختاری

fundamental interrelatednesses

ارتباطات بنیادی

systemic interrelatednesses

ارتباطات سیستمی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید