inviably

[ایالات متحده]/ɪnˈvaɪəbli/
[بریتانیا]/ɪnˈvaɪəbli/

ترجمه

adv. به نحوی اجتناب‌ناپذیر؛ اجتناب‌ناپذیر

جملات نمونه

changes inevitably follow technological breakthroughs.

تغییرات به ناچار پس از پیشرفت‌های فناوری رخ می‌دهند.

success inevitably requires hard work and dedication.

موفقیت به ناچار مستلزم تلاش و تعهد است.

conflicts inevitably arise in close relationships.

درگیری‌ها به ناچار در روابط نزدیک ایجاد می‌شوند.

prices inevitably increase during periods of high inflation.

قیمت‌ها به ناچار در دوره‌های تورم بالا افزایش می‌یابند.

the sun inevitably rises every morning.

خورشید به ناچار هر روز صبح طلوع می‌کند.

mistakes inevitably happen when learning something new.

اشتباهات به ناچار زمانی رخ می‌دهند که در حال یادگیری چیز جدیدی هستید.

death is inevitably the fate of all living beings.

مرگ به ناچار سرنوشت تمام موجودات زنده است.

new trends inevitably emerge in the fashion industry.

ترندهای جدید به ناچار در صنعت مد ظاهر می‌شوند.

relationships inevitably evolve over time.

روابط به ناچار در طول زمان تکامل می‌یابند.

problems inevitably occur in complex systems.

مشکلات به ناچار در سیستم‌های پیچیده رخ می‌دهند.

failure inevitably teaches valuable lessons.

شکست به ناچار درس‌های ارزشمندی را آموزش می‌دهد.

growth inevitably involves some discomfort.

رشد به ناچار شامل ناراحتی‌هایی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید