inweave

[ایالات متحده]/ˌɪnˈwiːv/
[بریتانیا]/ˌɪnˈwiv/

ترجمه

vt. بافتن به داخل یا بین
Word Forms
شکل سوم شخص مفردinweaves
صفت یا فعل حال استمراریinweaving
زمان گذشتهinwove
قسمت سوم فعلinwoven

عبارات و ترکیب‌ها

inweave stories

بافت داستان‌ها

inweave themes

بافت موضوعات

inweave ideas

بافت ایده‌ها

inweave cultures

بافت فرهنگ‌ها

inweave narratives

بافت روایت‌ها

inweave elements

بافت عناصر

inweave patterns

بافت الگوها

inweave threads

بافت رشته‌ها

inweave experiences

بافت تجربیات

inweave connections

بافت ارتباطات

جملات نمونه

artists often inweave different styles into their work.

هنرمندان اغلب سبک‌های مختلف را در آثار خود با هم می‌بافند.

the author inweaves personal experiences into the narrative.

نویسنده تجربیات شخصی را در روایت با هم می‌بافد.

we can inweave various themes to create a rich tapestry.

ما می‌توانیم مضامین مختلف را با هم ببافیم تا یک نقش زمینه‌ای غنی ایجاد کنیم.

she inweaves humor into her speeches to engage the audience.

او برای جذب مخاطب، طنز را در سخنرانی‌های خود با هم می‌بافد.

the design inweaves cultural elements from around the world.

طراحی عناصر فرهنگی را از سراسر جهان با هم می‌بافد.

he inweaves historical references into his artwork.

او ارجاعات تاریخی را در آثار هنری خود با هم می‌بافد.

in her novel, she inweaves fantasy and reality seamlessly.

در رمان او، او به طور یکپارچه خیال و واقعیت را با هم می‌بافد.

the film inweaves multiple storylines to create suspense.

فیلم چندین خط داستانی را با هم می‌بافد تا تعلیق ایجاد کند.

they inweave technology and art in their innovative projects.

آنها فناوری و هنر را در پروژه‌های نوآورانه خود با هم می‌بافند.

the community inweaves traditions into their modern celebrations.

جامعه سنت‌ها را در جشن‌های مدرن خود با هم می‌بافد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید