jealousies

[ایالات متحده]/ˈdʒɛləsiːz/
[بریتانیا]/ˈdʒɛləsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسات حسادت نسبت به مزایا یا موفقیت‌های دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

green jealousies

خزه‌های سبز

jealousies arise

خزه‌ها پدیدار می‌شوند

hidden jealousies

خزه‌های پنهان

jealousies surface

خزه‌ها آشکار می‌شوند

jealousies breed

خزه‌ها رشد می‌کنند

jealousies fester

خزه‌ها آلوده می‌شوند

jealousies linger

خزه‌ها طولانی می‌شوند

jealousies explode

خزه‌ها منفجر می‌شوند

jealousies cloud

خزه‌ها ابری می‌شوند

jealousies consume

خزه‌ها مصرف می‌کنند

جملات نمونه

her jealousies often led to misunderstandings in their relationship.

حسادت‌های او اغلب منجر به سوء تفاهم در رابطه آنها می‌شد.

he tried to hide his jealousies, but they were obvious to everyone.

او سعی کرد حسادت‌های خود را پنهان کند، اما برای همه آشکار بود.

jealousies can ruin friendships if not addressed properly.

اگر به درستی رسیدگی نشود، حسادت‌ها می‌توانند دوستی‌ها را خراب کنند.

her jealousies stemmed from insecurities about her own worth.

حسادت‌های او از ناامنی در مورد ارزش خود ناشی می‌شد.

he managed to overcome his jealousies with self-reflection.

او با خودکاوی توانست بر حسادت‌های خود غلبه کند.

jealousies often arise in competitive environments.

حسادت‌ها اغلب در محیط‌های رقابتی پدید می‌آیند.

they discussed their jealousies openly to strengthen their bond.

آنها برای تقویت پیوندشان، حسادت‌های خود را به طور آشکار مورد بحث قرار دادند.

jealousies can be a sign of deeper issues in a relationship.

حسادت‌ها می‌توانند نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر در یک رابطه باشند.

she learned to manage her jealousies through counseling.

او یاد گرفت که از طریق مشاوره چگونه حسادت‌های خود را مدیریت کند.

jealousies often lead to irrational behavior.

حسادت‌ها اغلب منجر به رفتار غیرمنطقی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید