| جمع | jimdandies |
that's a jimdandy solution to our problem.
این یک راهحل عالی برای مسئله ما است.
she came up with a jimdandy idea for the project.
او یک ایده عالی برای پروژه ارائه کرد.
the new software is a jimdandy tool for designers.
نرمافزار جدید یک ابزار عالی برای طراحان است.
we found a jimdandy restaurant near the office.
ما یک رستوران عالی در نزدیکی دفتر کشف کردیم.
his jimdandy performance impressed the judges.
عملکرد عالی او داوران را در جهت خودشان قرار داد.
this jimdandy gadget saves me hours every week.
این دستگاه عالی هر هفته ساعتها زمان من را صرفهجویی میکند.
the cookbook contains jimdandy recipes for beginners.
این کتاب پоварی شامل راهحلهای عالی برای مبتدیان است.
she did a jimdandy job organizing the event.
او کار عالیای در سازماندهی رویداد انجام داد.
this jimdandy device helps me track my daily steps.
این دستگاه عالی به من کمک میکند تا گامهای روزانه من را ردیابی کنم.
we developed a jimdandy method for reducing costs.
ما یک روش عالی برای کاهش هزینهها توسعه دادیم.
that's a jimdandy way to handle the situation.
این یک روش عالی برای مدیریت این وضعیت است.
his jimdandy invention won the science fair prize.
اینventions عالی او جایزه نمایشگاه علم را به دست آورد.
this jimdandy book teaches you everything about cooking.
این کتاب عالی همه چیزی را دربارهی پختن به شما آموزش میدهد.
her jimdandy presentation won over the clients.
این ارائه عالی او مشتریان را به خود جذب کرد.
we have a jimdandy plan for the upcoming merger.
ما یک برنامه عالی برای ادغام آینده داریم.
that's a jimdandy solution to our problem.
این یک راهحل عالی برای مسئله ما است.
she came up with a jimdandy idea for the project.
او یک ایده عالی برای پروژه ارائه کرد.
the new software is a jimdandy tool for designers.
نرمافزار جدید یک ابزار عالی برای طراحان است.
we found a jimdandy restaurant near the office.
ما یک رستوران عالی در نزدیکی دفتر کشف کردیم.
his jimdandy performance impressed the judges.
عملکرد عالی او داوران را در جهت خودشان قرار داد.
this jimdandy gadget saves me hours every week.
این دستگاه عالی هر هفته ساعتها زمان من را صرفهجویی میکند.
the cookbook contains jimdandy recipes for beginners.
این کتاب پоварی شامل راهحلهای عالی برای مبتدیان است.
she did a jimdandy job organizing the event.
او کار عالیای در سازماندهی رویداد انجام داد.
this jimdandy device helps me track my daily steps.
این دستگاه عالی به من کمک میکند تا گامهای روزانه من را ردیابی کنم.
we developed a jimdandy method for reducing costs.
ما یک روش عالی برای کاهش هزینهها توسعه دادیم.
that's a jimdandy way to handle the situation.
این یک روش عالی برای مدیریت این وضعیت است.
his jimdandy invention won the science fair prize.
اینventions عالی او جایزه نمایشگاه علم را به دست آورد.
this jimdandy book teaches you everything about cooking.
این کتاب عالی همه چیزی را دربارهی پختن به شما آموزش میدهد.
her jimdandy presentation won over the clients.
این ارائه عالی او مشتریان را به خود جذب کرد.
we have a jimdandy plan for the upcoming merger.
ما یک برنامه عالی برای ادغام آینده داریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید