| جمع | jobbies |
wet jobby
کاری که خیس است
fresh jobby
کاری که تازه است
smelly jobby
کاری که بوی بد دارد
dog jobby
کاری که مربوط به سگ است
mucky jobby
کاری که گچی است
bloody jobby
کاری که خونی است
nasty jobby
کاری که ناپسند است
dirty jobby
کاری که گچی است
stinky jobby
کاری که بوی بد دارد
loose jobby
کاری که آزاد است
that new restaurant is absolutely jobby!
آن رستوران جدید کاملاً جابی است!
we had a jobby time at the concert last night.
ما در کنسرت شب گذشته یک زمان جابی داشتیم.
your new haircut looks really jobby.
تکه مو جدید شما واقعاً جابی به نظر میرسد.
the party was proper jobby, we should do it again soon.
پارتو واقعاً جابی بود، باید دوباره آن را برگزار کنیم.
that's a jobby idea, let's go with it.
این یک ایده جابی است، با آن برویم.
the weather is jobby for a picnic today.
آب و هوا امروز برای یک ناهار گیاهی جابی است.
i got a jobby deal on this laptop.
من یک معامله جابی روی این لپ تاپ داشتم.
the film was proper jobby, really enjoyed it.
فیلم واقعاً جابی بود، آن را خیلی دوست داشتم.
your garden looks jobby these days.
باغچه شما این روزها جابی به نظر میرسد.
the team played a really jobby match.
تیم یک بازی واقعاً جابی بازی کرد.
this jobby phone has amazing features.
این تلفن جابی ویژگیهای شگفتانگیزی دارد.
we had jobby weather throughout our holiday.
در طول تعطیلات ما آب و هوا جابی بود.
that was a jobby performance by the band.
این یک اجرای جابی توسط گروه بود.
wet jobby
کاری که خیس است
fresh jobby
کاری که تازه است
smelly jobby
کاری که بوی بد دارد
dog jobby
کاری که مربوط به سگ است
mucky jobby
کاری که گچی است
bloody jobby
کاری که خونی است
nasty jobby
کاری که ناپسند است
dirty jobby
کاری که گچی است
stinky jobby
کاری که بوی بد دارد
loose jobby
کاری که آزاد است
that new restaurant is absolutely jobby!
آن رستوران جدید کاملاً جابی است!
we had a jobby time at the concert last night.
ما در کنسرت شب گذشته یک زمان جابی داشتیم.
your new haircut looks really jobby.
تکه مو جدید شما واقعاً جابی به نظر میرسد.
the party was proper jobby, we should do it again soon.
پارتو واقعاً جابی بود، باید دوباره آن را برگزار کنیم.
that's a jobby idea, let's go with it.
این یک ایده جابی است، با آن برویم.
the weather is jobby for a picnic today.
آب و هوا امروز برای یک ناهار گیاهی جابی است.
i got a jobby deal on this laptop.
من یک معامله جابی روی این لپ تاپ داشتم.
the film was proper jobby, really enjoyed it.
فیلم واقعاً جابی بود، آن را خیلی دوست داشتم.
your garden looks jobby these days.
باغچه شما این روزها جابی به نظر میرسد.
the team played a really jobby match.
تیم یک بازی واقعاً جابی بازی کرد.
this jobby phone has amazing features.
این تلفن جابی ویژگیهای شگفتانگیزی دارد.
we had jobby weather throughout our holiday.
در طول تعطیلات ما آب و هوا جابی بود.
that was a jobby performance by the band.
این یک اجرای جابی توسط گروه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید