work keras
کار کردن با keras
study keras
مطالعه keras
hit keras
کار کردن با keras
training keras
آموزش keras
working keras
کار کردن با keras
studying keras
مطالعه keras
trained keras
کار کردن با keras
played keras
کار کردن با keras
speak keras
کار کردن با keras
critic keras
کار کردن با keras
he works keras every day to achieve his goals.
او هر روز با کار سختی برای دستیابی به اهداف خود تلاش می کند.
the rain was falling keras last night.
باران شب گذشته با سختی فرو میبارید.
she has a keras head and never gives up easily.
او سر سختی دارد و هرگز به راحتی پس نمیرود.
the training was very keras and exhausted all participants.
تدریب بسیار سخت بود و تمام شرکت کنندگان را خسته کرد.
the music was too keras for the quiet restaurant.
موسیقی برای رستوران آرام بسیار سخت بود.
he has a keras heart and never shows sympathy.
او قلب سختی دارد و هرگز همدردی نمیکند.
the professor gave a keras warning about cheating.
پروفسور هشدار سختی در مورد کلاهبرداری داد.
the ground was sangat keras due to the drought.
زمین به دلیل خشکسالی بسیار سخت بود.
she speaks keras when she is angry.
وقتی خشمگی است، او با سختی صحبت میکند.
the rules in this company are very keras.
قوانین در این شرکت بسیار سخت است.
the object fell on the keras floor and did not break.
آیتم روی زمین سخت افتاد و شکست نکرد.
he criticized the proposal keras in the meeting.
او پیشنهاد را در جلسه با سختی مورد انتقاد قرار داد.
work keras
کار کردن با keras
study keras
مطالعه keras
hit keras
کار کردن با keras
training keras
آموزش keras
working keras
کار کردن با keras
studying keras
مطالعه keras
trained keras
کار کردن با keras
played keras
کار کردن با keras
speak keras
کار کردن با keras
critic keras
کار کردن با keras
he works keras every day to achieve his goals.
او هر روز با کار سختی برای دستیابی به اهداف خود تلاش می کند.
the rain was falling keras last night.
باران شب گذشته با سختی فرو میبارید.
she has a keras head and never gives up easily.
او سر سختی دارد و هرگز به راحتی پس نمیرود.
the training was very keras and exhausted all participants.
تدریب بسیار سخت بود و تمام شرکت کنندگان را خسته کرد.
the music was too keras for the quiet restaurant.
موسیقی برای رستوران آرام بسیار سخت بود.
he has a keras heart and never shows sympathy.
او قلب سختی دارد و هرگز همدردی نمیکند.
the professor gave a keras warning about cheating.
پروفسور هشدار سختی در مورد کلاهبرداری داد.
the ground was sangat keras due to the drought.
زمین به دلیل خشکسالی بسیار سخت بود.
she speaks keras when she is angry.
وقتی خشمگی است، او با سختی صحبت میکند.
the rules in this company are very keras.
قوانین در این شرکت بسیار سخت است.
the object fell on the keras floor and did not break.
آیتم روی زمین سخت افتاد و شکست نکرد.
he criticized the proposal keras in the meeting.
او پیشنهاد را در جلسه با سختی مورد انتقاد قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید