kibitz a game
بحث بازی
kibitz with friends
بحث با دوستان
kibitz during play
بحث در حین بازی
kibitz the match
بحث در مورد مسابقه
kibitz while watching
بحث در حین تماشاگران
kibitz the game
بحث در مورد بازی
kibitz at cards
بحث در بازی ورق
kibitz with players
بحث با بازیکنان
kibitz on strategy
بحث در مورد استراتژی
kibitz the action
بحث در مورد اقدام
it's not polite to kibitz while others are playing.
در حالی که دیگران بازی میکنند، بیادبانه است که کنجکاوی کنید.
he likes to kibitz during the poker game.
او دوست دارد در حین بازی پوکر کنجکاوی کند.
don't kibitz too much; focus on your own moves.
زیاد کنجکاوی نکنید؛ روی حرکات خود تمرکز کنید.
she often kibitzes with her friends at the chess club.
او اغلب با دوستانش در باشگاه شطرنج کنجکاوی میکند.
it's fun to kibitz with teammates during practice.
کنجکاوی کردن با هم تیمی ها در طول تمرین سرگرم کننده است.
he can't help but kibitz when watching sports.
وقتی ورزش تماشا میکند، نمیتواند جلوی کنجکاوی کردن خود را بگیرد.
she enjoys kibitzing while waiting for her turn.
او از کنجکاوی کردن در حالی که نوبت او است لذت میبرد.
sometimes it's hard not to kibitz when you're excited.
گاهی اوقات وقتی هیجان زده هستید، کنجکاوی کردن سخت است.
he tends to kibitz about the game strategy.
او معمولاً در مورد استراتژی بازی کنجکاوی میکند.
we all kibitzed and laughed during the family game night.
ما همه در طول شب بازی خانوادگی کنجکاوی و خندیدیم.
kibitz a game
بحث بازی
kibitz with friends
بحث با دوستان
kibitz during play
بحث در حین بازی
kibitz the match
بحث در مورد مسابقه
kibitz while watching
بحث در حین تماشاگران
kibitz the game
بحث در مورد بازی
kibitz at cards
بحث در بازی ورق
kibitz with players
بحث با بازیکنان
kibitz on strategy
بحث در مورد استراتژی
kibitz the action
بحث در مورد اقدام
it's not polite to kibitz while others are playing.
در حالی که دیگران بازی میکنند، بیادبانه است که کنجکاوی کنید.
he likes to kibitz during the poker game.
او دوست دارد در حین بازی پوکر کنجکاوی کند.
don't kibitz too much; focus on your own moves.
زیاد کنجکاوی نکنید؛ روی حرکات خود تمرکز کنید.
she often kibitzes with her friends at the chess club.
او اغلب با دوستانش در باشگاه شطرنج کنجکاوی میکند.
it's fun to kibitz with teammates during practice.
کنجکاوی کردن با هم تیمی ها در طول تمرین سرگرم کننده است.
he can't help but kibitz when watching sports.
وقتی ورزش تماشا میکند، نمیتواند جلوی کنجکاوی کردن خود را بگیرد.
she enjoys kibitzing while waiting for her turn.
او از کنجکاوی کردن در حالی که نوبت او است لذت میبرد.
sometimes it's hard not to kibitz when you're excited.
گاهی اوقات وقتی هیجان زده هستید، کنجکاوی کردن سخت است.
he tends to kibitz about the game strategy.
او معمولاً در مورد استراتژی بازی کنجکاوی میکند.
we all kibitzed and laughed during the family game night.
ما همه در طول شب بازی خانوادگی کنجکاوی و خندیدیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید