kibitz

[ایالات متحده]/ˈkɪbɪts/
[بریتانیا]/ˈkɪbɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ارائه مشاوره یا نظر ناخواسته؛ مداخله یا دخالت در امور دیگران
vt. ارائه نظرات غیرخواسته
Word Forms
شکل سوم شخص مفردkibitzes
صفت یا فعل حال استمراریkibitzing
زمان گذشتهkibitzed
قسمت سوم فعلkibitzed

عبارات و ترکیب‌ها

kibitz a game

بحث بازی

kibitz with friends

بحث با دوستان

kibitz during play

بحث در حین بازی

kibitz the match

بحث در مورد مسابقه

kibitz while watching

بحث در حین تماشاگران

kibitz the game

بحث در مورد بازی

kibitz at cards

بحث در بازی ورق

kibitz with players

بحث با بازیکنان

kibitz on strategy

بحث در مورد استراتژی

kibitz the action

بحث در مورد اقدام

جملات نمونه

it's not polite to kibitz while others are playing.

در حالی که دیگران بازی می‌کنند، بی‌ادبانه است که کنجکاوی کنید.

he likes to kibitz during the poker game.

او دوست دارد در حین بازی پوکر کنجکاوی کند.

don't kibitz too much; focus on your own moves.

زیاد کنجکاوی نکنید؛ روی حرکات خود تمرکز کنید.

she often kibitzes with her friends at the chess club.

او اغلب با دوستانش در باشگاه شطرنج کنجکاوی می‌کند.

it's fun to kibitz with teammates during practice.

کنجکاوی کردن با هم تیمی ها در طول تمرین سرگرم کننده است.

he can't help but kibitz when watching sports.

وقتی ورزش تماشا می‌کند، نمی‌تواند جلوی کنجکاوی کردن خود را بگیرد.

she enjoys kibitzing while waiting for her turn.

او از کنجکاوی کردن در حالی که نوبت او است لذت می‌برد.

sometimes it's hard not to kibitz when you're excited.

گاهی اوقات وقتی هیجان زده هستید، کنجکاوی کردن سخت است.

he tends to kibitz about the game strategy.

او معمولاً در مورد استراتژی بازی کنجکاوی می‌کند.

we all kibitzed and laughed during the family game night.

ما همه در طول شب بازی خانوادگی کنجکاوی و خندیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید