| جمع | kiss |
kiss of death
خُرَصِ مَوت
french kiss
خُرَصِ فُرَنْسِ
air kiss
خُرَصِ هَوَّا
sweet kiss
خُرَصِ حَلْو
first kiss
خُرَصِ اَوَّل
kissed by
خُرَصَ بِـ
kissing cousin
خَالِهَ خُرَص
kiss goodbye
خُرَصَ وَداع
passion kiss
خُرَصِ شِدَّة
kiss me
خُرَصَنِي
she blew him a kiss as he boarded the train.
او در حالی که وارد قطار میشد، به او یک عُ抱 کرد.
the movie's first kiss scene made audiences swoon.
صحنهی اولی که در آن با یکدیگر لب به لب شدند، باعث شگفتی مخاطبان شد.
he kissed his daughter goodnight before she fell asleep.
او قبل از اینکه دخترش خوابید، او را خوب شب بخشد.
she kissed up to the boss hoping for a promotion.
او به سرپرستش لب زد تا امیدوار شود بهتر شود.
the couple shared a passionate kiss under the moonlight.
این زوج در زیر نور ماه یک عُ抱 شدند.
he kissed his lucky charm before entering the casino.
او قبل از ورود به کازینو، به چیزی که شانس او را به یاد میآورد لب زد.
the kiss of death came when the rival company lowered prices.
عُ抱 مرگ زمانی رخ داد که شرکت رقبا قیمتها را کاهش دادند.
she kissed her worries goodbye and embarked on a new adventure.
او از نگرانیهایش لیست گرفت و روی یک ماجراجویی جدید شروع کرد.
his latest album received the kiss of life from unexpected success.
آلبوم جدید او از موفقیت ناگهانی زنده شد.
the celebrity couple refused to kiss and tell about their relationship.
این زوج معروف تصمیم گرفتند دربارهی رابطهشان چیزی نگویند.
he kissed the ground she walked on after she saved his career.
او پس از اینکه کارش را نجات داد، زمینی که روی آن پایش را گذاشته بود را لب زد.
the prince kissed the sleeping princess and woke her from her curse.
شاهزاده دختر خوابگرفتهای را لب زد و او را از گُلهایش بیدار کرد.
she planted a kiss on his cheek before he left for the airport.
او قبل از اینکه به فرودگاه بروید، یک عُ抱 روی چهارچوب چهرهاش گذاشت.
kiss of death
خُرَصِ مَوت
french kiss
خُرَصِ فُرَنْسِ
air kiss
خُرَصِ هَوَّا
sweet kiss
خُرَصِ حَلْو
first kiss
خُرَصِ اَوَّل
kissed by
خُرَصَ بِـ
kissing cousin
خَالِهَ خُرَص
kiss goodbye
خُرَصَ وَداع
passion kiss
خُرَصِ شِدَّة
kiss me
خُرَصَنِي
she blew him a kiss as he boarded the train.
او در حالی که وارد قطار میشد، به او یک عُ抱 کرد.
the movie's first kiss scene made audiences swoon.
صحنهی اولی که در آن با یکدیگر لب به لب شدند، باعث شگفتی مخاطبان شد.
he kissed his daughter goodnight before she fell asleep.
او قبل از اینکه دخترش خوابید، او را خوب شب بخشد.
she kissed up to the boss hoping for a promotion.
او به سرپرستش لب زد تا امیدوار شود بهتر شود.
the couple shared a passionate kiss under the moonlight.
این زوج در زیر نور ماه یک عُ抱 شدند.
he kissed his lucky charm before entering the casino.
او قبل از ورود به کازینو، به چیزی که شانس او را به یاد میآورد لب زد.
the kiss of death came when the rival company lowered prices.
عُ抱 مرگ زمانی رخ داد که شرکت رقبا قیمتها را کاهش دادند.
she kissed her worries goodbye and embarked on a new adventure.
او از نگرانیهایش لیست گرفت و روی یک ماجراجویی جدید شروع کرد.
his latest album received the kiss of life from unexpected success.
آلبوم جدید او از موفقیت ناگهانی زنده شد.
the celebrity couple refused to kiss and tell about their relationship.
این زوج معروف تصمیم گرفتند دربارهی رابطهشان چیزی نگویند.
he kissed the ground she walked on after she saved his career.
او پس از اینکه کارش را نجات داد، زمینی که روی آن پایش را گذاشته بود را لب زد.
the prince kissed the sleeping princess and woke her from her curse.
شاهزاده دختر خوابگرفتهای را لب زد و او را از گُلهایش بیدار کرد.
she planted a kiss on his cheek before he left for the airport.
او قبل از اینکه به فرودگاه بروید، یک عُ抱 روی چهارچوب چهرهاش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید