took lickings
دریافت تنبیهها
give lickings
دادن تنبیهها
lickings received
تنبیههای دریافت شده
hard lickings
تنبیههای سخت
lickings given
تنبیههای داده شده
tough lickings
تنبیههای شدید
lickings and beatings
تنبیهها و ضرب و شتم
lickings later
بعداً تنبیهها
lickings expected
انتظار میرود تنبیهها
take lickings
دریافت تنبیهها
the dog got a few lickings for digging in the garden.
سگ به دلیل کندن باغچه، چند بار تنبیه شد.
after the game, the team received some lickings from the coach.
بعد از مسابقه، تیم از مربی تنبیه شد.
he learned his lesson after getting some lickings from his parents.
او درسش را بعد از گرفتن تنبیه از والدینش یاد گرفت.
those lickings will make him think twice before misbehaving again.
آن تنبیه ها باعث می شود قبل از اینکه دوباره بدرفتار کند، دو بار فکر کند.
she gave him some lickings for being late to the meeting.
او به دلیل دیر رسیدن به جلسه، به او تنبیه کرد.
the kids got lickings for not doing their homework.
بچه ها به دلیل انجام ندادن تکالیفشان تنبیه شدند.
he took his lickings like a man after losing the bet.
او بعد از باختن شرط، تنبیه خود را مانند یک مرد پذیرفت.
getting lickings from his friends made him reconsider his decisions.
دریافت تنبیه از دوستانش باعث شد او تصمیمات خود را دوباره بررسی کند.
sometimes, a few lickings are necessary for growth.
گاهی اوقات، چند تنبیه برای رشد ضروری است.
the student took the lickings and promised to improve.
دانشجو تنبیه را پذیرفت و قول داد که پیشرفت کند.
took lickings
دریافت تنبیهها
give lickings
دادن تنبیهها
lickings received
تنبیههای دریافت شده
hard lickings
تنبیههای سخت
lickings given
تنبیههای داده شده
tough lickings
تنبیههای شدید
lickings and beatings
تنبیهها و ضرب و شتم
lickings later
بعداً تنبیهها
lickings expected
انتظار میرود تنبیهها
take lickings
دریافت تنبیهها
the dog got a few lickings for digging in the garden.
سگ به دلیل کندن باغچه، چند بار تنبیه شد.
after the game, the team received some lickings from the coach.
بعد از مسابقه، تیم از مربی تنبیه شد.
he learned his lesson after getting some lickings from his parents.
او درسش را بعد از گرفتن تنبیه از والدینش یاد گرفت.
those lickings will make him think twice before misbehaving again.
آن تنبیه ها باعث می شود قبل از اینکه دوباره بدرفتار کند، دو بار فکر کند.
she gave him some lickings for being late to the meeting.
او به دلیل دیر رسیدن به جلسه، به او تنبیه کرد.
the kids got lickings for not doing their homework.
بچه ها به دلیل انجام ندادن تکالیفشان تنبیه شدند.
he took his lickings like a man after losing the bet.
او بعد از باختن شرط، تنبیه خود را مانند یک مرد پذیرفت.
getting lickings from his friends made him reconsider his decisions.
دریافت تنبیه از دوستانش باعث شد او تصمیمات خود را دوباره بررسی کند.
sometimes, a few lickings are necessary for growth.
گاهی اوقات، چند تنبیه برای رشد ضروری است.
the student took the lickings and promised to improve.
دانشجو تنبیه را پذیرفت و قول داد که پیشرفت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید