ligate dna
پیوند دادن DNA
ligate proteins
پیوند دادن پروتئینها
ligate fragments
پیوند دادن قطعات
ligate molecules
پیوند دادن مولکولها
ligate ends
پیوند دادن سرها
ligate cells
پیوند دادن سلولها
ligate chains
پیوند دادن زنجیرهها
ligate tissues
پیوند دادن بافتها
ligate vectors
پیوند دادن بردارها
ligate substrates
پیوند دادن سوبستراتها
the surgeon will ligate the blood vessels during the procedure.
جراح در طول عمل جراحی، رگهای خونی را بستگی خواهد داد.
it is important to ligate the tissue properly to prevent bleeding.
برای جلوگیری از خونریزی، بستن بافت به درستی مهم است.
they used a special tool to ligate the arteries.
آنها از یک ابزار خاص برای بستن شریانها استفاده کردند.
in some surgeries, doctors need to ligate the ducts.
در برخی جراحیها، پزشکان نیاز به بستن مجاری دارند.
he learned how to ligate tissues effectively in medical school.
او یاد گرفت که چگونه با استفاده از آموزش پزشکی، بافتها را به طور موثر بست.
ligating the veins can help reduce blood loss.
بستن سیاهرگها میتواند به کاهش از دست دادن خون کمک کند.
during the operation, it is crucial to ligate any bleeding vessels.
در طول عمل، بستن هرگونه رگ خونی که خونریزی دارد بسیار مهم است.
they decided to ligate the tumor to prevent its growth.
آنها تصمیم گرفتند تا از رشد آن جلوگیری کنند، تومور را بست.
the doctor will ligate the fallopian tubes for permanent birth control.
پزشک برای کنترل بارداری دائمی، لولههای فالوپ را بست.
ligate dna
پیوند دادن DNA
ligate proteins
پیوند دادن پروتئینها
ligate fragments
پیوند دادن قطعات
ligate molecules
پیوند دادن مولکولها
ligate ends
پیوند دادن سرها
ligate cells
پیوند دادن سلولها
ligate chains
پیوند دادن زنجیرهها
ligate tissues
پیوند دادن بافتها
ligate vectors
پیوند دادن بردارها
ligate substrates
پیوند دادن سوبستراتها
the surgeon will ligate the blood vessels during the procedure.
جراح در طول عمل جراحی، رگهای خونی را بستگی خواهد داد.
it is important to ligate the tissue properly to prevent bleeding.
برای جلوگیری از خونریزی، بستن بافت به درستی مهم است.
they used a special tool to ligate the arteries.
آنها از یک ابزار خاص برای بستن شریانها استفاده کردند.
in some surgeries, doctors need to ligate the ducts.
در برخی جراحیها، پزشکان نیاز به بستن مجاری دارند.
he learned how to ligate tissues effectively in medical school.
او یاد گرفت که چگونه با استفاده از آموزش پزشکی، بافتها را به طور موثر بست.
ligating the veins can help reduce blood loss.
بستن سیاهرگها میتواند به کاهش از دست دادن خون کمک کند.
during the operation, it is crucial to ligate any bleeding vessels.
در طول عمل، بستن هرگونه رگ خونی که خونریزی دارد بسیار مهم است.
they decided to ligate the tumor to prevent its growth.
آنها تصمیم گرفتند تا از رشد آن جلوگیری کنند، تومور را بست.
the doctor will ligate the fallopian tubes for permanent birth control.
پزشک برای کنترل بارداری دائمی، لولههای فالوپ را بست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید