ligate

[ایالات متحده]/ˈlaɪɡeɪt/
[بریتانیا]/ˈlaɪɡeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بستن یا گره زدن (به ویژه در زمینه پزشکی)؛ بستن یک رگ خونی
Word Forms
قسمت سوم فعلligated
زمان گذشتهligated
صفت یا فعل حال استمراریligating
شکل سوم شخص مفردligates

عبارات و ترکیب‌ها

ligate dna

پیوند دادن DNA

ligate proteins

پیوند دادن پروتئین‌ها

ligate fragments

پیوند دادن قطعات

ligate molecules

پیوند دادن مولکول‌ها

ligate ends

پیوند دادن سرها

ligate cells

پیوند دادن سلول‌ها

ligate chains

پیوند دادن زنجیره‌ها

ligate tissues

پیوند دادن بافت‌ها

ligate vectors

پیوند دادن بردارها

ligate substrates

پیوند دادن سوبسترات‌ها

جملات نمونه

the surgeon will ligate the blood vessels during the procedure.

جراح در طول عمل جراحی، رگ‌های خونی را بستگی خواهد داد.

it is important to ligate the tissue properly to prevent bleeding.

برای جلوگیری از خونریزی، بستن بافت به درستی مهم است.

they used a special tool to ligate the arteries.

آنها از یک ابزار خاص برای بستن شریان‌ها استفاده کردند.

in some surgeries, doctors need to ligate the ducts.

در برخی جراحی‌ها، پزشکان نیاز به بستن مجاری دارند.

he learned how to ligate tissues effectively in medical school.

او یاد گرفت که چگونه با استفاده از آموزش پزشکی، بافت‌ها را به طور موثر بست.

ligating the veins can help reduce blood loss.

بستن سیاه‌رگ‌ها می‌تواند به کاهش از دست دادن خون کمک کند.

during the operation, it is crucial to ligate any bleeding vessels.

در طول عمل، بستن هرگونه رگ خونی که خونریزی دارد بسیار مهم است.

they decided to ligate the tumor to prevent its growth.

آنها تصمیم گرفتند تا از رشد آن جلوگیری کنند، تومور را بست.

the doctor will ligate the fallopian tubes for permanent birth control.

پزشک برای کنترل بارداری دائمی، لوله‌های فالوپ را بست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید