lillywhite

[ایالات متحده]/ˈlɪli waɪt/
[بریتانیا]/ˈlɪli waɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی انگلیسی؛ نام گذاری برای کسی که موی زرد یا پوست بسیار سفید دارد
adj. سفید مانند یک گل گلیم؛ بسیار خیلی سفید یا روشن در رنگ پوست
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lillywhite hands

دست‌های لیلی‌وایت

lillywhite complexion

پوست لیلی‌وایت

lillywhite flowers

گل‌های لیلی‌وایت

lillywhite dress

پوشاک لیلی‌وایت

lillywhite smile

خنده لیلی‌وایت

lillywhiter than

بیشتر از لیلی‌وایت

lillywhitest

لیلی‌وایت‌ترین

lillywhited

لیلی‌وایت شده

so lillywhite

به‌قدری لیلی‌وایت

جملات نمونه

the bride wore a lillywhite dress that sparkled in the sunlight on her wedding day.

خانم عروس لباسی سفید روشن پوشید که در نور خورشید در روز عروسی‌اش می‌درخشید.

his lillywhite hands revealed he had never performed manual labor in his life.

دست‌های سفید روشن او نشان داد که او در طول زندگی‌اش هرگز کار دستی انجام نداده است.

the lillywhite petals of the jasmine flowers drifted down from the trellis.

پرچه‌های سفید روشن گل‌های یاس‌گل از روی تکیه‌گاه به سمت پایین می‌پاشیدند.

she possessed a lillywhite complexion that distinguished her from all other villagers.

پوست سفید روشن او او را از تمام روستایی‌های دیگر متمایز می‌کرد.

the lillywhite purity of the new snow covered the mountain peaks throughout the night.

پاکی سفید روشن برف جدید طی تمام شب را روی قله‌های کوه‌ها پوشاند.

the lillywhite innocence in the child's eyes touched everyone's heart at the orphanage.

نادانی سفید روشن در چشمان کودک در مراکز پرورشی تمام قلب مردم را لمس کرد.

the royal garden was adorned with lillywhite flowers blooming in perfect harmony.

باغ ملکی با گل‌های سفید روشنی که به طور کامل هماهنگ باز می‌گشته بودند زیبایی‌بخش شده بود.

the empress descended the staircase wearing a magnificent lillywhite gown embroidered with gold.

امперاتوره در حال پایین آمدن از پله‌ها با یک لباس سفید روشن شگفت‌انگیز که با طلا دکور شده بود، پوشیده بود.

the lillywhite clouds floated lazily across the crystal-clear summer sky.

ابر‌های سفید روشن به آرامی از آسمان تابستانی که بسیار واضح بود عبور می‌کردند.

her lillywhite teeth revealed a radiant smile that captivated everyone at the gala.

دندان‌های سفید روشن او یک لبخند مهیب را نشان داد که تمام افراد در جشن‌گاه را جذب کرد.

the ancient temple floor was made of lillywhite marble that gleamed after the rain.

زیربنا کلیسا قدیمی از سنگ مرمر سفید روشن ساخته شده بود که پس از باران لامپ می‌شد.

a lillywhite dove perched on the windowsill, cooing softly at dawn.

یک پرندگان سفید روشن روی چهارچوب پنجره نشسته و در صبحگاهی به آرامی صدای خود را می‌زد.

the old photograph captured her with lillywhite hair flowing in the summer breeze.

عکس قدیمی او را با موی سفید روشن که در باد تابستانی می‌وزید ثبت کرده بود.

the lillywhite frost painted intricate patterns on the cabin windows this winter morning.

بخار سفید روشن این صبح زمستانی الگوهای پیچیده‌ای روی پنجره‌های خانه نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید