| جمع | lintas |
the linta attached itself to my leg while i was wading in the swamp.
لینتا به پا من چسبیده بود در حالی که من در مرداب پایتختی میگذشتم.
we found several linta in the muddy area near the river.
ما چند لینتا در منطقهای لایخاکی نزدیک رودخانه پیدا کردیم.
the old man warned us about the dangerous linta that live in the pond.
آقای باسن ما را درباره لینتاهای خطرناکی که در استخر زندگی میکنند هشدار داد.
she screamed when she discovered a linta on her foot.
او وقتی که یک لینتا را روی پایش پیدا کرد، سر گرم کرد.
the fisherman uses linta as bait for catching larger fish.
چالهگر لینتا را به عنوان گوشت گوشتهای بزرگتر استفاده میکند.
children in the village learned how to safely remove linta from their skin.
کودکان در روستا یاد گرفتند که چگونه به ایمنی لینتا را از پوستشان بردارند.
the swamp becomes infested with linta during the rainy season.
مرداب در فصل بارانی با لینتا آلوده میشود.
he applied salt to make the linta detach from his skin.
او نمک را روی پوستش ریخت تا لینتا از پوستش جدا شود.
the nature documentary showed how linta feed on the blood of their hosts.
فیلم مستند طبیعت نشان داد که لینتا چگونه از خون میزبانانش تغذیه میکنند.
local villagers have developed traditional methods for removing linta.
روستاییهای محلی روشهای سنتی برای حذف لینتا را توسعه دادهاند.
the linta left a small wound after it dropped off naturally.
لینتا پس از اینکه به طور طبیعی از پوست جدا شد، یک زخم کوچک باقی گذاشت.
walking barefoot through wet fields can expose you to linta.
پیاده روی بدون کفش در مزارع مرطوب میتواند شما را به لینتا معرض خطر قرار دهد.
some traditional medicines claim that linta can help purify the blood.
برخی داروهای سنتی مدعی هستند که لینتا میتواند خون را پاک کند.
the linta attached itself to my leg while i was wading in the swamp.
لینتا به پا من چسبیده بود در حالی که من در مرداب پایتختی میگذشتم.
we found several linta in the muddy area near the river.
ما چند لینتا در منطقهای لایخاکی نزدیک رودخانه پیدا کردیم.
the old man warned us about the dangerous linta that live in the pond.
آقای باسن ما را درباره لینتاهای خطرناکی که در استخر زندگی میکنند هشدار داد.
she screamed when she discovered a linta on her foot.
او وقتی که یک لینتا را روی پایش پیدا کرد، سر گرم کرد.
the fisherman uses linta as bait for catching larger fish.
چالهگر لینتا را به عنوان گوشت گوشتهای بزرگتر استفاده میکند.
children in the village learned how to safely remove linta from their skin.
کودکان در روستا یاد گرفتند که چگونه به ایمنی لینتا را از پوستشان بردارند.
the swamp becomes infested with linta during the rainy season.
مرداب در فصل بارانی با لینتا آلوده میشود.
he applied salt to make the linta detach from his skin.
او نمک را روی پوستش ریخت تا لینتا از پوستش جدا شود.
the nature documentary showed how linta feed on the blood of their hosts.
فیلم مستند طبیعت نشان داد که لینتا چگونه از خون میزبانانش تغذیه میکنند.
local villagers have developed traditional methods for removing linta.
روستاییهای محلی روشهای سنتی برای حذف لینتا را توسعه دادهاند.
the linta left a small wound after it dropped off naturally.
لینتا پس از اینکه به طور طبیعی از پوست جدا شد، یک زخم کوچک باقی گذاشت.
walking barefoot through wet fields can expose you to linta.
پیاده روی بدون کفش در مزارع مرطوب میتواند شما را به لینتا معرض خطر قرار دهد.
some traditional medicines claim that linta can help purify the blood.
برخی داروهای سنتی مدعی هستند که لینتا میتواند خون را پاک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید